از نفتکشهای عبوری از هرمز تا زائران نجف و کربلا، منافع ایران و عراق فراتر از مرزهای سیاسی به یکدیگر گره خورده است. بغداد چگونه میتواند هم روابطش با واشنگتن را حفظ کند و هم پیوندهای تاریخی و اقتصادی خود با تهران را؟
یادداشت از رضا راسخ
روابط ایران و عراق را نمیتوان تنها با تصمیمهای سیاسی تهران و بغداد یا فشارهای واشنگتن توضیح داد. از نفتی که برای رسیدن به بازارهای جهانی باید از تنگه هرمز عبور کند تا زائرانی که اقتصاد نجف و کربلا را رونق میدهند، منافع دو کشور در بخشهای مهمی به یکدیگر گره خورده است. همین پیوندهاست که هر تصمیم سیاسی علیه یکی از طرفین را به مسئلهای پیچیده برای دیگری تبدیل میکند.
جغرافیایی که با تصمیم سیاسی تغییر نمیکند
در خاورمیانه، مرزهای سیاسی همیشه به معنای جدایی اقتصادی و اجتماعی کشورها نیستند. ایران و عراق نمونه روشنی از این واقعیتاند. دو کشور با دولتها، منافع ملی و سیاستهای مستقل، اما با مجموعهای از روابط تاریخی، مذهبی، اقتصادی و امنیتی که طی دههها شکل گرفته است.
در چنین شرایطی، هر تحولی در روابط تهران و بغداد، پیامدهایی فراتر از مناسبات دیپلماتیک دو کشور دارد. گاهی این پیامدها در بازار نفت دیده میشود، گاهی در رفتوآمد زائران و گاهی در تصمیمهایی که دولت عراق برای حفظ روابط خود با آمریکا اتخاذ میکند.
تحولات اخیر بار دیگر نشان داده که عراق برای تصمیمگیری درباره روابط خارجی خود، ناچار است مجموعهای از منافع بههمپیوسته را در نظر بگیرد. بغداد نمیتواند تنها با توجه به خواستههای واشنگتن درباره تهران تصمیم بگیرد؛ همانطور که نمیتواند ملاحظات اقتصادی و امنیتی خود را به دلیل روابط تاریخی با ایران کنار بگذارد.
هرمز؛ جایی که منافع ایران و عراق به هم میرسند
نفت یکی از روشنترین نمونههای وابستگی عراق به جغرافیای منطقه است. بخش مهمی از صادرات نفت این کشور از مسیر خلیج فارس و تنگه هرمز انجام میشود؛ آبراهی که هرگونه اختلال در تردد کشتیها میتواند درآمدهای نفتی بغداد را تحت تأثیر قرار دهد.
در جریان تنشهای اخیر و محدودیتهای کشتیرانی در هرمز، عراق با دشواریهایی برای صادرات نفت مواجه شده است. متن گزارش از تلاش بغداد برای دریافت مجوز عبور برخی نفتکشها و موافقت تهران با عبور شماری از محمولههای عراقی خبر میدهد.
اهمیت این موضوع فراتر از یک تصمیم درباره عبور چند نفتکش است. برای کشوری مانند عراق که درآمد نفتی نقش تعیینکنندهای در تأمین بودجه عمومی آن دارد، امنیت مسیر صادرات مسئلهای حیاتی محسوب میشود.
از این منظر، هر تصمیمی که بر تردد نفتکشها در هرمز اثر بگذارد، میتواند مستقیماً بر اقتصاد عراق تأثیر بگذارد؛ حتی اگر بغداد نقشی در شکلگیری تنشهای منطقهای نداشته باشد.
این وضعیت یکی از دشواریهای سیاست خارجی عراق را آشکار میکند. بغداد برای حفظ دسترسی به نظام مالی بینالمللی به روابط خود با آمریکا نیاز دارد، اما همزمان نمیتواند نقش ایران را در امنیت یکی از مهمترین مسیرهای صادرات نفت خود نادیده بگیرد.
به بیان ساده، عراق ممکن است در یک موضوع سیاسی با واشنگتن همراه باشد، اما در همان زمان، برای حفظ منافع اقتصادی خود به همکاری با تهران نیاز پیدا کند.
نجف و کربلا؛ پیوندی فراتر از روابط دولتها
اگر هرمز نماد پیوند اقتصادی ایران و عراق باشد، نجف و کربلا را میتوان نماد روابط تاریخی و اجتماعی دو کشور دانست.
در متن اصلی به توقف پروازهای ایران در فرودگاه نجف در پی محدودیتهای مرتبط با تحریمهای آمریکا علیه صنعت هوانوردی ایران اشاره شده است. این تصمیم در ظاهر موضوعی مربوط به حملونقل هوایی است، اما آثار احتمالی آن تنها به شرکتهای هواپیمایی محدود نمیشود.
نجف و کربلا از مهمترین مقاصد زیارتی ایرانیان هستند و رفتوآمد زائران، طی سالهای گذشته شبکه گستردهای از فعالیتهای اقتصادی را در این شهرها ایجاد کرده است. هتلها، مراکز اقامتی، شرکتهای حملونقل، رستورانها و بسیاری از کسبوکارهای محلی از این رفتوآمد تأثیر میپذیرند.
بنابراین محدودیت پروازها، علاوه بر پیامدهای سیاسی، میتواند هزینه سفر زائران را افزایش دهد و بر بخشی از اقتصاد خدماتی عراق فشار وارد کند.
البته روابط دو جامعه تنها به سفرهای زیارتی محدود نیست. پیوندهای مذهبی، خانوادگی، فرهنگی و تجاری میان ایران و عراق سابقهای طولانی دارند و با تصمیم یک دولت یا اعمال محدودیت در یک مسیر حملونقل از میان نمیروند.
این واقعیت به معنای یکسان بودن دیدگاههای سیاسی مردم دو کشور نیست؛ بلکه نشان میدهد روابط اجتماعی و اقتصادی میان ایران و عراق، مستقل از مناسبات رسمی دولتها نیز جریان دارد.
عراق میان استقلال سیاسی و واقعیتهای جغرافیایی
نکته مهم این است که پیوندهای گسترده ایران و عراق را نباید به معنای وابستگی سیاسی بغداد به تهران تفسیر کرد.
عراق کشوری مستقل است که مانند هر کشور دیگری میخواهد سیاست خارجی خود را بر اساس منافع ملی تنظیم کند. این کشور همزمان با ایران، آمریکا، کشورهای عربی و ترکیه روابط اقتصادی و سیاسی دارد و حفظ تعادل میان این روابط، یکی از مسائل اصلی سیاست خارجی آن است.
با این حال، استقلال سیاسی به معنای بینیازی از همسایگان نیست. عراق نمیتواند موقعیت جغرافیایی خود را تغییر دهد، مسیرهای صادرات نفت را یکشبه جایگزین کند یا روابط تاریخی جامعه خود با ایران را نادیده بگیرد.
در مقابل، ایران نیز نمیتواند انتظار داشته باشد که عراق در تمام تصمیمهای منطقهای و بینالمللی با تهران همسو باشد.
همین واقعیت، روابط دو کشور را پیچیده و در عین حال ماندگار کرده است.
جمعبندی بخش نخست
پیوند ایران و عراق تنها حاصل توافق دولتها نیست که با تغییر یک نخستوزیر یا افزایش فشار خارجی از میان برود. این رابطه در اقتصاد، جغرافیا، تجارت، زیارت و ارتباطات اجتماعی دو کشور ریشه دارد.
اما پرسش مهمتری همچنان باقی است: بغداد چگونه میتواند این روابط را حفظ کند و در عین حال، به فشارهای خارجی پاسخ دهد و حاکمیت ملی خود را تقویت کند؟
پاسخ این پرسش را باید در معادله پیچیدهتری جستوجو کرد؛ معادلهای که در آن، مسئله گروههای مسلح، روابط با آمریکا و نقش ایران در ساختار سیاسی و امنیتی عراق به یکدیگر گره خوردهاند.