در همه بازارهای توسعهیافته، تنظیمگر نقشی شبیه داور فوتبال دارد. داور قانون را اجرا میکند، بر رقابت نظارت دارد و اجازه نمیدهد یکی از تیمها از موقعیت ناعادلانه برخوردار شود. اما تصور کنید همان داور، همزمان مهاجم یکی از تیمها نیز باشد. حتی اگر هیچ خطای عمدی رخ ندهد، اعتماد به نتیجه مسابقه از بین خواهد رفت. اقتصاد نیز دقیقا بر همین منطق استوار است. تنظیمگر باید قواعد بازار را تدوین کند، مجوز صادر کند، بر اجرای مقررات نظارت داشته باشد و از حقوق مصرفکننده و سرمایهگذار حفاظت کند. اما زمانی که همان نهاد، خود به یکی از بازیگران اقتصادی تبدیل شود، مرز میان «تنظیمگری» و «فعالیت اقتصادی» کمرنگ میشود و مسئلهای شکل میگیرد که اقتصاددانان از آن با عنوان Conflict of Interest یا تعارض منافع یاد میکنند. تعارض منافع الزاما به معنای وقوع فساد نیست؛ بلکه وضعیتی است که در آن، ساختار تصمیمگیری میتواند اعتماد به بیطرفی تصمیمات را تضعیف کند.
دهمین کنفرانس و نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر نشان داد که اجماع قابل توجهی میان دولت، دانشگاه و بخش خصوصی درباره ضرورت توسعه برق سبز شکل گرفته است. با این حال، پیام اصلی این رویداد آن بود که چالش اصلی دیگر کمبود فناوری یا نبود ظرفیت فنی نیست؛ بلکه موانع سرمایهگذاری، بیثباتی مقررات، مشکلات تأمین مالی و فرآیندهای پیچیده اداری است.
ناترازی ۲۰ تا ۳۰ هزار مگاواتی برق، خاموشیها را از یک بحران فصلی به یک چالش ساختاری برای اقتصاد ایران تبدیل کرده است. در حالی که کارشناسان توسعه نیروگاههای خورشیدی و بادی را سریعترین راهکار کاهش این شکاف میدانند، سهم انرژیهای تجدیدپذیر در سبد برق کشور همچنان ناچیز است و موانع سرمایهگذاری، از تخصیص ارز تا بروکراسی اداری، تحقق ظرفیت عظیم برق سبز را با تردید روبهرو کرده است.
هدایت اعتبارات بانکی به سمت انرژی خورشیدی می تواند به رفع ناترازی برقی کمک کند.
رئیس ساتبا از پرداخت وام ۴۰۰ میلیون تومانی برای احداث نیروگاه خورشیدی خانگی خبر داد و گفت این تسهیلات از منابع صندوق توسعه ملی تامین میشود.
رئیس سازمان انرژیهای تجدیدپذیر (ساتبا)، از برنامهریزی برای افزایش تعداد تسهیلات حمایتی به متقاضیان خبر داد و گفت: هزینه نصب یک نیروگاه ۵ کیلوواتی متصل به شبکه بین ۳۰۰ تا ۳۵۰ میلیون تومان برآورد میشود که این رقم درصورت استفاده از تجهیزات ذخیرهساز برای تامین برق حتی در شب، تا ۷۰۰ میلیون تومان متغیر خواهد بود.
خاموشیهای گسترده، تعطیلی کارخانهها و فرسودگی نیروگاهها، بحران برق ایران را به نقطهای رسانده که دیگر نمیتوان آن را با راهکارهای مقطعی مدیریت کرد. در چنین شرایطی، برق خورشیدی از یک فناوری نوظهور به سودآورترین و کمریسکترین فرصت سرمایهگذاری کشور تبدیل شده؛ صنعتی که هم عطش روزافزون بازار برق را پاسخ میدهد و هم در دل جنگ، تحریم و ناترازی انرژی، آیندهای مطمئن پیش روی سرمایهگذاران قرار داده است.