با نوسان قیمتها در بورس انرژی و افزایش هزینههای تجهیزات، صنعت خورشیدی ایران در دوراهی «بلوغ بازار» و «افت جذابیت سرمایهگذاری» قرار گرفته است.
به گزارش تجارت آسان، صنعت برق خورشیدی ایران در نقطهای حساس قرار گرفته است. برای سرمایهگذاران، همزمانیِ افزایش هزینههای ارزی تجهیزات با نوسانات درآمدی، حاشیه سود را فشرده کرده و ریسکهای تازهای ایجاد نموده است. شرایط خاص کشور و نیاز صنایع به برق وضعیت سیاستگذاریهای انرژی را بیش از گذشته حساس کرده است.
در گفتگوی پیشرو با محسن طرزطلب، معاون وزیر نیرو و رییس سازمان انرژی های تجدید پذیر و بهره وری انرژی برق (ساتبا) به این پرسش کلیدی پرداخته شده است که آیا با شرایط فعلی، احداث نیروگاه خورشیدی همچنان توجیهپذیر است یا خیر. پیشتر قسمت اول این گفتگو را منتشر کردیم و حالا بخش دوم آن را در ادامه میخوانید:
کاهش قیمت برق تجدیدپذیر در بورس انرژی را باید نشانه بلوغ و افزایش عرضه دانست یا یک هشدار برای اقتصاد نیروگاههای جدید؟ از نگاه ساتبا کف قیمتی که پایینتر از آن سرمایهگذاری جدید در نیروگاه خورشیدی با هزینههای امروز جذابیت خود را از دست میدهد، تقریباً چه محدودهای است؟
کاهش قیمت در یک بازار رقابتی به خودی خود اتفاق منفی نیست. بخشی از مأموریت بورس انرژی همین است که قیمت از طریق عرضه و تقاضا کشف شود. افزایش تعداد نیروگاهها، افزایش عرضه و عمیقتر شدن بازار میتواند نوسان یا حتی کاهش قیمت ایجاد کند و این بخشی از بلوغ بازار است. مدیرعامل بورس انرژی نیز تأکید کرده که قیمت در تابلوهای برق بر اساس مکانیزم بازار کشف میشود.
اما در طرف دیگر، باید مراقب باشیم قیمت بازار برای یک دوره طولانی از «هزینه جایگزینی ظرفیت جدید» پایینتر نرود..
ساتبا نمیتواند و نباید برای بورس انرژی یک کف دستوری روزانه تعیین کند، اما باید اقتصاد پروژه را رصد کند. با هزینههای امروز، اگر هدف این باشد که پروژه استاندارد خورشیدی دوره بازگشت ساده حدود پنجساله داشته باشد، محاسبه تقریبی ما نشان میدهد درآمد ناخالصی در محدوده ۹ تا ۱۰ هزار تومان به ازای هر کیلوواتساعت، برای یک پروژه جدید شرایط مطمئنتری ایجاد میکند.
پس این کاهش قیمت را چطور میبینید؟
اگر قیمت پایدار به زیر محدوده حدود ۷ تا ۸ هزار تومان برسد، پروژهای که تمام درآمد خود را صرفاً از بورس دریافت میکند، بهخصوص در صورت استفاده از منابع مالی گرانقیمت، به تدریج بخشی از جذابیت خود را از دست میدهد. البته این یک «کف رسمی قیمت ساتبا» نیست؛ یک محدوده اقتصادی تقریبی است و برای هر پروژه با توجه به میزان تابش، قیمت زمین، هزینه اتصال، نوع تجهیزات و شیوه تأمین مالی متفاوت خواهد بود.
در نتیجه ما کاهش مقطعی قیمت را بحران نمیدانیم، اما اگر این کاهش با افزایش مستمر هزینه سرمایهگذاری همراه شود و برای چند ماه ادامه پیدا کند، طبیعتاً باید آن را بهعنوان هشدار جدی برای ظرفیتهای جدید تلقی کنیم.
دولت اهداف بزرگی برای افزایش ظرفیت خورشیدی اعلام کرده، اما اگر همزمان هزینه سرمایهگذاری بالا برود و نرخ فروش برق کاهش پیدا کند، ممکن است هدف توسعه ظرفیت با واقعیت اقتصادی پروژهها تعارض پیدا کند. ساتبا برای جلوگیری از این اتفاق چه برنامهای دارد و در چه نقطهای حاضر است در سازوکار قیمتگذاری یا حمایت از سرمایهگذار تجدیدنظر کند؟
هدف توسعه تجدیدپذیرها زمانی محقق میشود که سرمایهگذار؛ اقتصادی فکر کند، نه صرفاً به دلیل اینکه دولت یک عدد برای ظرفیت هدفگذاری کرده است. ما نمیتوانیم از بخش خصوصی انتظار داشته باشیم پروژهای را اجرا کند که بازده متناسب با ریسک آن نداشته باشد.
به همین دلیل، سیاست ساتبا فقط افزایش تعرفه یا خرید تضمینی نیست. باید مجموعهای از ابزارها کنار یکدیگر قرار گیرد: بازار برق سبز و قراردادهای دوجانبه، خرید تضمینی در بخشهایی که لازم است، تأمین مالی بانکی، استفاده از صندوق توسعه ملی، صندوقهای پروژه در بازار سرمایه، تسهیل تأمین ارز و تجهیزات و همچنین کاهش زمان و هزینه صدور مجوز و اتصال به شبکه.
برای نمونه، صندوق پروژه برق خورشیدی با ظرفیت ۵۰۰ مگاوات وارد مرحله اجرایی شده و ساتبا نیز بهطور مستقیم در ایجاد این سازوکار مشارکت داشته است. همچنین برای نیروگاههای یک تا سه مگاواتی سازوکار تسهیلات بانکی ایجاد شده است. در مقررات رفع موانع توسعه تجدیدپذیرها نیز تأمین ارز تجهیزات و تسهیل تأمین مالی بهعنوان تکلیف دستگاههای مربوط دیده شده است.
اما روشن است که ابزار مالی جای اقتصاد پروژه را نمیگیرد. ما باید هدف توسعه ظرفیت را با واقعیت اقتصادی سرمایهگذار هماهنگ کنیم. اگر محاسبات نشان دهد با پارامترهای جدید، سرمایهگذاری جدید متوقف میشود، طبیعتاً ساتبا نمیتواند منتظر بماند تا این توقف در آمار ظرفیت دو سال بعد ظاهر شود؛ باید زودتر سازوکارهای حمایتی و درآمدی را اصلاح کنیم.