عراق در میانه معادلهای پیچیده گرفتار شده است؛ از یکسو فشار واشنگتن برای خلع سلاح گروههای مسلح و از سوی دیگر، پیوندهای عمیق با تهران و نگرانی از رویارویی داخلی. آیا بغداد میتواند بدون قربانیکردن روابط منطقهای و بینالمللی، اقتدار و استقلال خود را حفظ کند؟
یادداشت از رضا راسخ
به گزارش تجارت آسان؛ عراق میخواهد کنترل سلاح را به دولت بازگرداند، روابط راهبردی خود با آمریکا را حفظ کند و در عین حال، مناسبات تاریخی و اقتصادیاش با ایران آسیب نبیند. اما تحقق همزمان این اهداف چندان ساده نیست. طرح خلع سلاح گروههای مسلح، فشار واشنگتن و نگرانی از بروز درگیری داخلی، بغداد را با یکی از پیچیدهترین مسائل سیاسی و امنیتی خود روبهرو کرده است.
مسئله عراق فقط خلع سلاح نیست
دولت عراق در سالهای اخیر بارها بر ضرورت قرار گرفتن تمام سلاحها تحت کنترل نهادهای رسمی تأکید کرده است. اکنون این موضوع به یکی از مهمترین مسائل سیاسی و امنیتی بغداد تبدیل شده است.
در ظاهر، هدف روشن است: هیچ گروه مسلحی نباید مستقل از تصمیم دولت درباره جنگ، صلح یا عملیات نظامی تصمیم بگیرد. اما اجرای چنین سیاستی در عراق با موانع متعددی روبهروست.
بسیاری از گروههای مسلح این کشور، تنها تشکیلات نظامی نیستند. برخی از آنها در ساختار سیاسی، نهادهای رسمی و فعالیتهای اقتصادی نیز حضور دارند. به همین دلیل، خلع سلاح آنها صرفاً جمعآوری تجهیزات نظامی نیست، بلکه میتواند بر توازن قدرت در داخل عراق تأثیر بگذارد.
دولت علی الزیدی برای پیشبرد این هدف، برنامهای مرحلهای ارائه کرده و زمان موردنظر برای تکمیل روند خلع سلاح را تا ۳۰ ژوئن ۲۰۲۷ تمدید کرده است. این برنامه با یک دوره ۹۰روزه توقف حملات گروههای مسلح آغاز میشود و سپس قرار است روند تحویل سلاح دنبال شود. با این حال، برخی گروهها همچنان با تحویل سلاح مخالفت میکنند. همین اختلافنظرها نشان میدهد که فاصله زیادی میان اعلام یک سیاست و اجرای آن وجود دارد.
واشنگتن چه میخواهد و بغداد نگران چیست؟
آمریکا خواهان پایان فعالیت مستقل گروههای مسلح خارج از کنترل دولت عراق است. واشنگتن این موضوع را با حاکمیت ملی عراق و جلوگیری از حملات گروههای مسلح مرتبط میداند.
در دیدار اخیر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، با نخستوزیر عراق در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل، دو طرف بر ضرورت قرار گرفتن سلاح تحت کنترل دولت و جلوگیری از حملات از خاک عراق تأکید کردند.
اما دولت عراق علاوه بر پاسخگویی به مطالبات خارجی، باید پیامدهای داخلی این تصمیم را نیز در نظر بگیرد.
برخی گروههای مسلح، خروج کامل نیروهای خارجی را پیششرط تحویل سلاح خود اعلام کردهاند. در مقابل، دولت میخواهد اقتدار نهادهای رسمی را تقویت کند و از فعالیت نظامی مستقل گروهها جلوگیری کند.
مسئله اصلی این است که بغداد چگونه میتواند این هدف را بدون ایجاد رویارویی داخلی محقق کند.
هرگونه اقدام شتابزده ممکن است مخالفت گروههایی را برانگیزد که علاوه بر توان نظامی، از پایگاه سیاسی و اجتماعی نیز برخوردارند. از سوی دیگر، طولانی شدن روند خلع سلاح میتواند اختلاف دولت عراق با واشنگتن را افزایش دهد. به این ترتیب، دولت ناچار است میان سرعت اجرای برنامه و هزینههای احتمالی آن تعادل برقرار کند.
جایگاه ایران در معادله امنیتی عراق
نقش ایران یکی دیگر از عوامل مؤثر بر آینده این برنامه است. تهران با برخی گروههای سیاسی و مسلح عراقی روابط دیرینه دارد. این روابط در دورههای مختلف، بر تحولات امنیتی و سیاسی عراق تأثیر گذاشته است.
در مقابل، آمریکا نیز از طریق همکاریهای امنیتی، روابط اقتصادی، تحریمها و جایگاه خود در نظام مالی بینالمللی، ابزارهای مهمی برای تأثیرگذاری بر تصمیمهای بغداد در اختیار دارد.
با این حال، نباید سیاست داخلی عراق را صرفاً نتیجه رقابت تهران و واشنگتن دانست. گروههای سیاسی و مذهبی عراقی، هرکدام منافع و دیدگاههای خود را دارند و لزوماً در تمام موضوعات از سیاستهای ایران یا آمریکا پیروی نمیکنند.
بنابراین آینده طرح خلع سلاح، علاوه بر مواضع دو قدرت خارجی، به توافقهای سیاسی داخلی، میزان همکاری گروههای مسلح و توان اجرایی دولت عراق وابسته است. این موضوع برای بغداد اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا دولت باید همزمان از استقلال تصمیمگیری خود دفاع کند و مانع تبدیل اختلافهای سیاسی به درگیری نظامی شود.
چرا عراق نمیخواهد میان ایران و آمریکا یکی را انتخاب کند؟
یکی از خطاهای رایج در تحلیل سیاست خارجی عراق، محدود کردن انتخابهای بغداد به دو گزینه ایران و آمریکاست. عراق برای اداره اقتصاد خود به درآمدهای نفتی، سرمایهگذاری خارجی و دسترسی به نظام مالی بینالمللی نیاز دارد. در همین حال، مرز مشترک طولانی با ایران، مبادلات تجاری، روابط مذهبی و موقعیت جغرافیایی، حفظ مناسبات با تهران را به موضوعی مهم تبدیل کرده است.
علاوه بر این، بغداد روابط گستردهای با کشورهای عربی و ترکیه دارد و نمیتواند سیاست خارجی خود را تنها بر اساس رقابت ایران و آمریکا تنظیم کند. از این منظر، هدف بغداد را میتوان حفظ امکان همکاری با طرفهای مختلف، بدون پذیرش تمام خواستههای هیچیک از آنها دانست.
اما حفظ چنین تعادلی در شرایط تنش منطقهای دشوارتر میشود. هر تحول در تنگه هرمز، هر تصمیم تازه درباره تحریمها و هر اختلاف امنیتی میان تهران و واشنگتن، ممکن است عراق را با انتخابهای تازهای روبهرو کند.
آینده عراق در کجا تعیین میشود؟
آینده روابط ایران و عراق را نمیتوان صرفاً با بررسی مناسبات سیاسی تهران و بغداد توضیح داد؛ همانطور که نمیتوان تمام تحولات داخلی عراق را نتیجه فشار آمریکا دانست.
مسئله خلع سلاح گروههای مسلح، امنیت صادرات نفت، دسترسی به نظام مالی بینالمللی و روابط اقتصادی با همسایگان، هرکدام بخشی از یک مسئله بزرگتر هستند: عراق چگونه میتواند حاکمیت ملی خود را تقویت کند و همزمان روابط منطقهای و بینالمللیاش را حفظ کند؟
پاسخ به این پرسش بیش از هر چیز به تصمیمهای دولت عراق، توافق میان جریانهای سیاسی و توان نهادهای رسمی برای اجرای سیاستهای خود بستگی دارد. تهران و واشنگتن در این معادله نقش مهمی دارند، اما بازیگران داخلی عراق نیز در تعیین مسیر آینده کشور اثرگذارند.
در نهایت اینکه بغداد با انتخاب سادهای میان ایران و آمریکا روبهرو نیست. دولت عراق باید در شرایطی درباره آینده امنیتی و سیاسی خود تصمیم بگیرد که اقتصاد، سیاست داخلی، روابط منطقهای و فشارهای خارجی بهشدت بر یکدیگر اثر میگذارند.
چالش اصلی عراق این نیست که کدام رابطه را کنار بگذارد؛ بلکه این است که چگونه اختیار تصمیمگیری درباره امنیت و منافع ملی خود را حفظ کند، بدون آنکه اختلافهای داخلی و تنشهای منطقهای به بحران تازهای تبدیل شوند..