با رسیدن نخستین نسل مزارع بادی به پایان دوره طراحی عملیاتی، مدلهای جهانی به سمت ارزیابی تخصصی میان «افزایش طول عمر»، «بازتجهیز» یا «برچیدن» متمایل شدهاند.
به گزارش تجارت آسان به نقل از Energy Voice، نخستین نسل مزارع بادی فراساحلی بریتانیا به پایان دوره طراحی عملیاتی خود نزدیک میشود و این موضوع باعث شده که توسعهدهندگان در مواجهه با داراییهای مستهلک خود در دریا با سه مسیر روبهرو شوند: افزایش طول عمر (با اتکا به پایش پیشرفته سلامت سازه)، بازتجهیز (جایگزینی توربینهای قدیمی با مدلهای مدرن و بزرگتر)، و در نهایت برچیدن کامل جهت پاکسازی بستر دریا.
با وجود اینکه برچیدن در گذشته گزینه پیشفرض تلقی میشد، اما در سال های اخیر گرایش فزایندهای به بازتجهیز پدید آمده است. بازتجهیز این امکان را فراهم میکند که در یک عرصه فراساحلیِ اثباتشده، با تعداد کمتری توربین، برقی بهمراتب بیشتر تولید شود. این امر ضمن بهینهسازی زنجیره تأمین و خطوط انتقال موجود، نیاز به تسخیر مناطق بکر دریایی را کاهش میدهد و به اهداف «کربن صفر» (Net-Zero) شتاب میبخشد.
با این حال، جایگزینی توربینهای کهنه با فناوریهای نو صرفاً یک تصمیم مهندسی یا اقتصادی نیست، بلکه با موانع حقوقی و زیستمحیطی پیچیدهای گره خورده است:
۱. حقوق بستر دریا: قراردادهای اولیه اجاره بستر دریا تداوم نامحدود ندارند و هرگونه استفاده مجدد مستلزم بازنگری حقوقی است.
۲. الزامات رگولاتوری: مجوزهایی که دو دهه قبل صادر شدهاند، با استانداردهای نوین زیستمحیطی همخوانی ندارند؛ توربینهای عظیمتر تأییدیههای جداگانهای برای اثر بر اکوسیستم دریایی، شیلات و دریانوردی میطلبند.
۳. ظرفیت شبکه: خطوط انتقال و پستهای ساحلی موجود لزوماً کشش تزریق ظرفیت جهشیافته ناشی از بازتجهیز را ندارند.
در میان این تعارضات، چارچوب قانونی نقش تعیینکننده دارد. بر اساس قانون انرژی ۲۰۰۴ بریتانیا، توسعهدهندگان ملزم به تهیه و بهروزرسانی برنامههای مصوب برچیدن و تضمین تعهدات مالی پاکسازی سایت هستند. این سازوکار مانع از آن میشود که فشار اقتصادی یا اشتیاق به بازتجهیز، به قیمت تخریب زیستگاههای دریایی یا تداخل با پروژههای ذخیرهسازی کربن تمام شود. در نهایت، پاسخ بریتانیا به این چالش، نحوه ایجاد تعادل پایدار میان امنیت انرژی، اقتصاد زنجیره تأمین و صیانت از دریاها را در دهههای آینده رقم خواهد زد.
مزارع بادی ایران
مسئله پایان عمر مزارع بادی، در ایران با وضعیت نیروگاه بادی منجیل به یک بنبست راهبردی تبدیل شده است. توربینهای نسل اول این سایت که بیش از دو دهه از عمر طراحی آنها گذشته، اکنون نه به مرحله «بازتجهیز» رسیدهاند و نه پروتکل مشخصی برای «برچیدن» آنها وجود دارد.
برخلاف استانداردهای بینالمللی که مسئولیتهای زیستمحیطی و مالی پایان عمر را بر عهده توسعهدهنده میگذارند، در ایران خلأ قانونی در این مورد وجود دارد.قوانین سایت رسمی ساتبا تنها بر احداث واحدهای جدید متمرکز است و هیچ چارچوب مدونی برای تعیین تکلیف اراضی و زیرساختهای فرسوده ارائه نمیدهد.
شواهد نشان میدهد بخش قابلتوجهی از توربینهای قدیمی ۳۰۰ تا ۵۵۰ کیلوواتی به دلیل نقص در گیربکس و ژنراتور از مدار خارج شدهاند و تعمیر آنها فاقد توجیه اقتصادی است. با این حال، به دلیل فقدان مشوقهای ارزی و بدهی دولت به بخش خصوصی، هیچ اقدامی برای جایگزینی آنها با تکنولوژیهای مدرن چند مگاواتی انجام نشده است.
نتیجه این رویکرد، پدیده «اسقاط خاموش» است. وضعیتی که در آن توربینهای مستهلک، بهترین کریدورهای بادخیز کشور را اشغال کرده و مانع توسعه ظرفیتهای جدید میشوند. این بلاتکلیفی میان تعمیرات غیراقتصادی و نبود سیاست بازتجهیز، عملاً به معنای اتلاف منابع استراتژیک است. ادامه این وضعیت در نهایت منجر به کاهش کارایی و در نهایت بالا رفتن هزینه جایگزینی و به روزرسانی خواهد شد.