بازار انرژی ایران آرامآرام در حال تجربه قواعد تازهای است. عرضه گاز طبیعی ویژه کارورها در بورس انرژی، گسترش گواهیهای صرفهجویی و افزایش حضور نیروگاههای تجدیدپذیر در بازار برق، نشانههایی از تغییری فراتر از چند معامله جدید هستند. در این الگو، نهفقط تولید انرژی، بلکه شیوه فروش، مدیریت مصرف و حتی «مصرفنکردن» نیز میتواند ارزش اقتصادی پیدا کند.
عرضه گاز طبیعی در بورس انرژی شاید در نگاه اول یک اتفاق محدود معاملاتی به نظر برسد، اما اگر آن را کنار توسعه بازار برق، گواهیهای صرفهجویی و افزایش حضور نیروگاههای تجدیدپذیر بگذاریم، تصویر بزرگتری شکل میگیرد. بخشی از بازار انرژی ایران که سالها بر تعرفه، تخصیص و قیمتهای دستوری استوار بوده، آرامآرام در حال تجربه سازوکارهای تازهای برای معامله، کشف قیمت و حتی ارزشگذاری صرفهجویی است. هنوز برای صحبت از یک بازار کامل و رقابتی انرژی زود است، اما قطعات این پازل یکی پس از دیگری در حال قرار گرفتن کنار یکدیگرند.
گاز هم به بازار رسید
یکی از تازهترین نشانههای این تغییر، ورود گاز طبیعی به بورس انرژی برای شرکتهای کارور گاز است. شرکت ملی گاز ایران در ۳۰ شهریور سه عرضه مجزا را با حجمهای بیش از ۴۴ میلیون، ۱۸ میلیون و ۲۴ میلیون واحد روی میز معاملات قرار داد. یعنی در مجموع بیش از ۸۶ میلیون واحد گاز طبیعی. هر سه عرضه مربوط به نقاط تحویل شهرستان سبزوار بودند. نوع معامله نیز کشف پریمیوم از نوع درصد پریمیوم تعیین شد و تسویه به شکل خارج از پایاپای انجام میشود.
اهمیت این اتفاق بیشتر از عدد ۸۶ میلیون واحد است. مسئله اصلی، باز شدن یک مسیر جدید برای مبادله گاز است. مسیری که در آن کارور میتواند میان عرضهکننده انرژی، مصرفکننده و پروژههای بهینهسازی قرار بگیرد.
تا امروز بخش بزرگی از اقتصاد گاز ایران بر رابطه مستقیم تولیدکننده، شبکه و مصرفکننده و نرخهایی استوار بوده که با سازوکارهای تنظیمگری تعیین میشوند. ورود کارورها و بورس انرژی، دستکم در بخشی از بازار، یک بازیگر و یک سازوکار جدید به این زنجیره اضافه میکند.
البته در تحلیل نخستین عرضه باید میان عرضه و معامله تفاوت گذاشت. بیش از ۸۶ میلیون واحد، حجم عرضهشده است و تا زمانی که اطلاعات قطعی نتیجه معاملات منتشر نشود، نمیتوان این رقم را حجم گاز معاملهشده دانست. همین موضوع درباره قیمت نیز صدق میکند. آنچه اکنون اهمیت دارد، شروع سازوکار معاملاتی است. ارزیابی موفقیت بازار باید بعداً با میزان تقاضا، حجم معاملهشده و قیمت یا پریمیوم کشفشده انجام شود.
وقتی صرفهجویی هم قیمت پیدا میکند
ضلع دوم این تحول شاید حتی از عرضه گاز مهمتر باشد: انرژی مصرفنشده نیز در حال تبدیل شدن به یک دارایی اقتصادی است.
در دویستوچهلمین کمیته عرضه بورس انرژی در ۲۳ شهریور، با تخصیص ۵ میلیون و ۹۶۶ هزار و ۹۲۰ گواهی صرفهجویی گاز طبیعی موافقت شد. در همان جلسه بیش از ۲۶.۶ میلیون گواهی صرفهجویی برق نیز به متقاضیان تخصیص یافت. مجموع این دو به حدود ۳۲.۶ میلیون گواهی میرسد.
این اعداد از یک تغییر مهم در نگاه به ناترازی انرژی خبر میدهند. در مدل سنتی، پاسخ به کمبود انرژی عمدتاً در افزایش تولید جستوجو میشود: نیروگاه بیشتر، میدان گازی جدید، خط انتقال تازه و سرمایهگذاری بالاتر. بازار صرفهجویی منطق دیگری را وارد معادله میکند. گاهی یک واحد انرژی که مصرف نمیشود میتواند از نظر اقتصادی به اندازه بخشی از انرژی جدید تولیدشده ارزش داشته باشد.
اگر این بازار عمق پیدا کند، شرکتهای کارور انگیزه پیدا میکنند روی کاهش مصرف صنایع، ساختمانها و سایر مشترکان سرمایهگذاری کنند و بخشی از منفعت اقتصادی حاصل از صرفهجویی را دریافت کنند.
در نتیجه، بهینهسازی از یک توصیه عمومی مانند «کمتر مصرف کنید» فاصله میگیرد و به فعالیتی تبدیل میشود که قابلیت اندازهگیری و معامله دارد.
تجدیدپذیرها از حاشیه بازار به متن میآیند
ضلع سوم این تغییر در بازار برق دیده میشود. در همان کمیته عرضه شهریور، برق ۴۳ نیروگاه تجدیدپذیر برای حضور در بازار فیزیکی بورس انرژی پذیرفته شد.
این تحول در شرایطی رخ میدهد که مقررات بازار برق نیز در حال حرکت به سمت افزایش نقش بورس و قراردادهای مستقیم است. در آییننامه اجرایی بند «ب» ماده ۴۳ برنامه هفتم، علاوه بر بورس و خردهفروشان، نیروگاههای حرارتی، تولید پراکنده و تجدیدپذیر، شرکتهای کارور انرژی و تجمیعکنندگان نیز در زمره عرضهکنندگان بازار برق قرار گرفتهاند. «تابلوی برق سبز» نیز بهطور مشخص برای عرضه و مبادله برق تجدیدپذیر پیشبینی شده است.
بنابراین توسعه نیروگاه خورشیدی یا بادی فقط به معنای اضافه شدن چند مگاوات ظرفیت جدید نیست. در کنار توسعه ظرفیت باید بازاری وجود داشته باشد که تولیدکننده بتواند برق خود را بفروشد، مصرفکننده امکان انتخاب داشته باشد و سرمایهگذار بتواند درباره جریان درآمد آینده پروژه محاسبه روشنتری انجام دهد.
معماری جدید بازار انرژی در حال شکل گیری است
کنار هم گذاشتن این اتفاقات تصویر جالبی میسازد: گاز وارد سازوکار معاملاتی شده، صرفهجویی قابل تبدیل به گواهی است و برق تجدیدپذیر بازار اختصاصی خود را توسعه میدهد.
به همین دلیل، اهمیت اتفاقات اخیر بورس انرژی را نباید فقط در حجم نخستین عرضه گاز یا تعداد گواهیهای صادرشده جستوجو کرد. اتفاق مهمتر، تغییر تدریجی منطق بازار است؛ بازاری که در آن قرار است نه فقط تولید انرژی، بلکه نحوه فروش، زمان مصرف و حتی مصرفنکردن انرژی نیز ارزش اقتصادی پیدا کند.
اگر این مسیر ادامه پیدا کند، شاید مهمترین تغییر بازار انرژی ایران نه اضافه شدن یک نیروگاه یا یک عرضه جدید، بلکه شکلگیری تدریجی یک مفهوم تازه باشد: انرژی بهعنوان کالایی که قیمت، بازار و امکان انتخاب بیشتری دارد.