دو افزایش نرخ بهره در آمریکا و ژاپن نتوانست مسیر طلا را بهطور جدی تغییر دهد. مقاومت اونس در محدوده ۴ هزار و ۳۴۹ دلار نشان میدهد بازار بیش از آنکه به نرخهای اسمی نگاه کند، نگران تورم، بدهی دولتها، نااطمینانیهای ژئوپلیتیکی و آینده دلار است.
به گزارش تجارت آسان؛ در منطق کلاسیک بازار، افزایش نرخ بهره باید به زیان طلا تمام شود. طلا سود دورهای ندارد و هرچه بازده اوراق بیشتر شود، هزینه فرصت نگهداری آن افزایش مییابد. اما واکنش بازار به افزایش اخیر نرخ بهره فدرال رزرو و بانک مرکزی ژاپن نشان داد این رابطه دیگر ساده و یکطرفه نیست و چندین عامل مهم، پشت مقاومت فلز زرد قرار دارند.
بازار به نرخ واقعی نگاه میکند، نه فقط نرخ اسمی
اگر نرخ بهره افزایش یابد اما تورم همچنان بالا بماند، بازده واقعی اوراق رشد محسوسی نمیکند. در چنین شرایطی، مزیت اوراق در برابر طلا محدود میشود. سرمایهگذاران اکنون میپرسند آیا بانکهای مرکزی واقعاً قادرند تورم را بدون آسیبزدن به رشد اقتصادی مهار کنند یا نه.
افزایش نرخ بهره تا حد زیادی پیشخور شده بود
بازارها معمولاً در انتظار تصمیم بانک مرکزی حرکت میکنند، نه پس از اعلام آن. وقتی افزایش نرخ بهره مطابق پیشبینیها باشد، بخش عمده فشار آن پیشتر در قیمت طلا منعکس شده است. حتی افزایش نرخ بهره ژاپن به ۱.۲۵ درصد نیز نتوانست ین را تقویت کند و این ارز پس از تصمیم بانک مرکزی تضعیف شد؛ نشانهای از اینکه اعتبار و جهت آینده سیاست پولی، گاهی از خود تصمیم مهمتر است.
خرید بانکهای مرکزی یک کف تقاضای قدرتمند ساخته است
طلا برای بانکهای مرکزی صرفاً یک معامله کوتاهمدت نیست، بلکه بخشی از راهبرد مدیریت ذخایر محسوب میشود. در نظرسنجی سال ۲۰۲۶ شورای جهانی طلا، ۸۹ درصد بانکهای مرکزی انتظار داشتند ذخایر طلای جهانی افزایش یابد و ۷۴ درصد نیز کاهش سهم دلار در ذخایر جهانی طی پنج سال آینده را محتمل دانستند.
دلارزدایی به تقاضایی ساختاری تبدیل شده است
مسدودشدن داراییها، تحریمهای مالی و استفاده فزاینده از نظام پرداخت بهعنوان ابزار فشار سیاسی، برخی کشورها را به کاهش وابستگی به دلار ترغیب کرده است. طلا برخلاف ذخایر ارزی، بدهی هیچ دولت دیگری نیست و ریسک طرف مقابل ندارد.
نااطمینانی همچنان گرانترین متغیر بازار است
تنشهای ژئوپلیتیکی، نگرانی درباره بدهی دولت آمریکا، سیاستهای تجاری و احتمال کندشدن اقتصاد جهانی، تقاضا برای دارایی امن را حفظ کردهاند. در نیمه نخست ۲۰۲۶، ارزش تقاضای جهانی طلا با وجود ثبات نسبی حجم، به رکورد ۳۸۰ میلیارد دلار رسید.
بنابراین، مقاومت طلا به معنای بیاثرشدن نرخ بهره نیست، بلکه نشان میدهد در معادله امروز بازار، نرخ بهره فقط یکی از متغیرهاست. تا زمانی که تورم، بدهی، ریسک ژئوپلیتیکی و روند تنوعبخشی ذخایر ادامه داشته باشد، هر اصلاح قیمتی میتواند با موج تازهای از تقاضا روبهرو شود. بااینحال، تقویت پایدار دلار و افزایش محسوس بازده واقعی اوراق همچنان مهمترین تهدید برای ادامه صعود طلا خواهد بود.