افزایش نرخ بهره در آمریکا فقط در همان «۰.۲۵ درصد» خلاصه نمیشود. مسئله اصلی این است که نرخ بهره آمریکا عملاً یکی از قیمتهای پایه در نظام مالی جهان است. وقتی این نرخ بالا میرود و پول گران می شود بازده داراییهای دلاری افزایش پیدا میکند و تقریباً تمام بازارها مجبور میشوند ارزشگذاری خود را دوباره تنظیم کنند.
به گزارش تجارت آسان، افزایش نرخ بهره در آمریکا در ظاهر تصمیمی داخلی برای کنترل تورم است، اما اثر آن خیلی زود از مرزهای این کشور عبور میکند. دلار جذابتر میشود، هزینه تأمین مالی بالا میرود، طلا با رقیبی قدرتمندتر روبهرو میشود، بورسها تحت فشار قرار میگیرند و نفت میان دو نیروی متفاوت کاهش تقاضا و ریسکهای عرضه روبرو میشود. افزایش تازه نرخ بهره فدرالرزرو بار دیگر این سؤال را به میان آورده است که گرانتر شدن پول در بزرگترین اقتصاد جهان دقیقاً چه چیزی را در بازارهای جهانی تغییر میدهد و اینکه از دلار و طلا تا نفت و بورس، چرا یک تصمیم در واشنگتن میتواند قیمت داراییها را در سراسر جهان جابهجا کند؟
فدرالرزرو آمریکا در نشست ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۶ نرخ بهره هدف خود را ۲۵ واحد پایه افزایش داد و محدوده آن را به ۳.۷۵ تا ۴ درصد رساند. بانک مرکزی آمریکا دلیل این تصمیم را تداوم فشارهای تورمی عنوان کرده و تأکید کرده است که تورم همچنان بالاتر از سطح مطلوب قرار دارد.
افزایش نرخ بهره در آمریکا فقط در همان ۰.۲۵ درصد خلاصه نمیشود. مسئله اصلی این است که نرخ بهره آمریکا عملاً یکی از قیمتهای پایه در نظام مالی جهان است. وقتی این نرخ بالا میرود و پول گران می شود بازده داراییهای دلاری افزایش پیدا میکند و تقریباً تمام بازارها مجبور میشوند ارزشگذاری خود را دوباره تنظیم کنند.
اولین مقصد سرمایه دلار و اوراق آمریکا خواهد شد
سادهترین راه برای فهم ماجرا این است که فرض کنید سرمایهگذار میتواند با ریسک نسبتاً پایین از داراییهای دلاری بازده بیشتری دریافت کند. در این شرایط، نگهداری پول در داراییهای پرریسکتر باید بازده بالاتری ایجاد کند تا همچنان جذاب باقی بماند.
به همین دلیل افزایش نرخ بهره آمریکا معمولاً تقاضا برای دلار و اوراق خزانه را تقویت میکند. خود فدرالرزرو در مطالعات مربوط به سرریز سیاست پولی آمریکا توضیح داده است که افزایش غیرمنتظره نرخ بهره آمریکا نسبت به سایر کشورها معمولاً به تقویت دلار منجر میشود. همزمان، افزایش بازده اوراق آمریکا میتواند سرمایهگذاران بینالمللی را به انتقال بخشی از داراییهای خود به بازار آمریکا ترغیب کند.
این موضوع برای اقتصادهای نوظهور اهمیت بیشتری دارد. صندوق بینالمللی پول در مطالعات خود نشان داده که تقویت دلار میتواند با کاهش ورود سرمایه و سختتر شدن شرایط مالی در این کشورها همراه شود، بهخصوص کشورهایی که شرکتها یا دولتهایشان بدهی دلاری بالایی دارند.
چرا نرخ بهره دشمن سنتی طلا است؟
طلا سود یا بهره پرداخت نمیکند. همین ویژگی رابطه آن با نرخ بهره را مهم میکند. فرض کنید سرمایهگذار میان نگهداری طلا و اوراق کمریسک آمریکا انتخاب دارد. اگر بازده اوراق افزایش پیدا کند، هزینه فرصت نگهداری طلا بیشتر میشود. در نتیجه، در شرایط عادی افزایش نرخهای بهره واقعی و تقویت دلار میتواند فشار کاهشی بر طلا وارد کند.
شورای جهانی طلا نیز در مدلهای خود نرخ بهره واقعی و ارزش دلار را از عوامل مهم تعیینکننده عملکرد طلا میداند. دادههای این نهاد نشان میدهد افزایش نرخ واقعی فدرالرزرو و تقویت دلار، در حالت معمول رابطه منفی با بازده طلا دارند.
اما باید توجه داشته باشیم که طلا فقط به نرخ بهره نگاه نمیکند.
اگر افزایش نرخ بهره همزمان با نگرانی درباره تورم، جنگ، رکود یا بیثباتی مالی باشد، تقاضای پناهگاه امن میتواند اثر منفی نرخ بهره را خنثی کند. به همین دلیل بالا رفتن نرخ بهره همیشه به افت قیمت طلا منجر نمی شود.
در نتیجه برای تحلیل طلا باید حداقل سه متغیر را همزمان دید، نرخ بهره واقعی، قدرت دلار و میزان ریسک و نااطمینانی در اقتصاد جهانی.
وقتی پول گران تر می شود، سهام ارزان می شود
اثر افزایش نرخ بهره بر بازار سهام کمی مستقیمتر است. ارزش یک سهم تا حد زیادی به سودهایی وابسته است که شرکت قرار است در آینده ایجاد کند. وقتی نرخ بهره افزایش مییابد، نرخ تنزیلی که برای محاسبه ارزش امروز این درآمدهای آینده استفاده میشود نیز بالاتر میرود. در نتیجه ارزش فعلی سهام میتواند کاهش پیدا کند.
فدرالرزرو نیز در توضیح سازوکار انتقال سیاست پولی تأکید کرده است که افزایش نرخهای بهره، با افزایش نرخ تنزیل جریانهای نقدی آینده میتواند ارزش سهام را کاهش دهد. از سوی دیگر، هزینه تأمین مالی شرکتها نیز بالا میرود و تمایل سرمایهگذاران به پذیرش ریسک ممکن است کاهش یابد.
این فشار معمولاً برای شرکتهایی که ارزش آنها بیشتر به سودهای دورتر در آینده وابسته است، اهمیت بیشتری دارد. در مقابل، برخی شرکتهای دارای جریان نقدی قوی و بدهی کمتر ممکن است مقاومت بیشتری نشان دهند.
واکنش متفاوت نفت به نرخ بهره
رابطه نرخ بهره و نفت از طلا و بورس پیچیدهتر است. افزایش نرخ بهره از یک مسیر میتواند برای نفت منفی باشد. نرخهای بالاتر هزینه وام را افزایش میدهند، مصرف و سرمایهگذاری را محدود میکنند و در نهایت میتوانند سرعت رشد اقتصادی را کاهش دهند. اگر اقتصاد جهانی آهستهتر رشد کند، انتظار برای رشد مصرف سوخت، حملونقل و فعالیت صنعتی نیز کاهش پیدا میکند.
مسیر دوم از دلار میگذرد. نفت در بازار جهانی عمدتاً با دلار قیمتگذاری میشود. بنابراین تقویت دلار باعث میشود خرید نفت برای دارندگان بسیاری از ارزهای دیگر گرانتر شود. اداره اطلاعات انرژی آمریکا نیز به این رابطه اشاره کرده و توضیح داده است که افزایش ارزش دلار هزینه خرید نفت را برای اقتصادهایی که ارز دیگری دارند افزایش میدهد.
اما نفت یک تفاوت اساسی دارد، طرف عرضه میتواند تمام این محاسبات را برهم بزند. جنگ، اختلال در تنگههای مهم، تحریم، کاهش تولید یا مشکل در زیرساختهای نفتی ممکن است قیمت نفت را حتی در دوره نرخ بهره بالا افزایش دهد.
به همین دلیل ممکن است همزمان شاهد دلار قوی، نرخ بهره بالا و نفت گران باشیم، اتفاقی که در نگاه اول متناقض به نظر میرسد اما از منظر عرضه کاملاً قابل توضیح است.
ریسسک افزایش نرخ بهره برای اقتصادهای نوظهور
شاید یکی از مهمترین پیامدهای افزایش نرخ بهره آمریکا خارج از خود آمریکا رخ دهد. وقتی اوراق آمریکایی بازده بیشتری ارائه میکنند، سرمایهگذار جهانی برای نگهداری سرمایه در اقتصادهای پرریسکتر بازده بیشتری مطالبه میکند. نتیجه میتواند خروج سرمایه، فشار بر ارزهای محلی و افزایش هزینه استقراض باشد.
تحقیقات صندوق بینالمللی پول نشان میدهد اثر تقویت دلار بر اقتصادهای نوظهور معمولاً شدیدتر و ماندگارتر از اقتصادهای توسعهیافته است. دلیل آن نیز فقط نرخ ارز نیست، بدهیهای دلاری، جریان سرمایه و شرایط اعتباری هم در انتقال این شوک نقش دارند.
به همین دلیل تصمیم فدرالرزرو میتواند بانکهای مرکزی کشورهای دیگر را نیز وارد یک انتخاب دشوار کند: آیا برای دفاع از ارز و مهار تورم نرخ بهره را بالا ببرند، یا برای حمایت از رشد اقتصادی نرخها را پایین نگه دارند؟
بازارها در انتظار نرخ بهره های آتی
یک نکته مهم در تحلیل تصمیم اخیر فدرالرزرو این است که بازارها فقط به افزایش ۲۵ واحد پایهای نرخ بهره واکنش نشان نمیدهند. آنچه گاهی حتی مهمتر است، انتظار سرمایهگذاران از مسیر آینده نرخهاست.
بازار میپرسد: آیا این افزایش یک اقدام مقطعی است یا آغاز دوره تازهای از سیاست انقباضی؟
اگر سرمایهگذاران تصور کنند نرخهای بالا برای مدت طولانی باقی خواهند ماند، فشار بر سهام، اوراق بدهی بلندمدت و اقتصادهای بدهکار میتواند بیشتر شود. اما اگر بازار به این نتیجه برسد که تورم مهار خواهد شد و افزایش نرخها کوتاهمدت است، واکنش داراییها متفاوت خواهد بود.
به همین دلیل یک افزایش ۰.۲۵ درصدی گاهی میتواند بازارها را شدیداً جابهجا کند و گاهی تقریباً بدون واکنش جدی سپری شود؛ تفاوت در چیزی است که بازار پیش از تصمیم انتظار داشته است.
یک تصمیم، چند بازار
افزایش نرخ بهره آمریکا را میتوان مانند انداختن سنگی در یک استخر بزرگ تصور کرد؛ موج اولیه در بازار پول آمریکا ایجاد میشود، اما دایرههای آن به دلار، اوراق، طلا، سهام، نفت و در نهایت اقتصادهای دیگر میرسد.
در سادهترین تصویر، نرخ بهره بالاتر معمولاً به نفع دلار و داراییهای سودده دلاری و به زیان داراییهای بدون بازده مانند طلا و داراییهای پرریسک مانند سهام است. همچنین از مسیر کاهش رشد اقتصادی میتواند بر نفت فشار وارد کند.
اما اقتصاد جهانی به ندرت مطابق یک فرمول ساده حرکت میکند. اگر تورم بالا بماند، ریسکهای ژئوپلیتیکی افزایش یابد یا عرضه انرژی مختل شود، ممکن است طلا و نفت برخلاف رابطه تاریخی خود با نرخ بهره حرکت کنند.
به همین دلیل برای فهم اثر افزایش اخیر نرخ بهره آمریکا نباید فقط یک نمودار را دید. سه متغیر باید کنار هم قرار گیرند: مسیر نرخ بهره واقعی، جهت حرکت دلار و وضعیت رشد و ریسک در اقتصاد جهانی. ترکیب این سه عامل است که مشخص میکند موج بعدی افزایش نرخ بهره در کدام بازار بزرگتر خواهد بود.