بازگشت ایده اتصال نفت عراق به سواحل مدیترانه، نشان میدهد بغداد پس از دههها بار دیگر در تلاش است رؤیای تاریخی خود برای تبدیل شدن به کشوری با مسیرهای متنوع صادرات انرژی را احیا کند؛ راهبردی که در صورت موفقیت، نهتنها اقتصاد عراق، بلکه ژئوپلیتیک انرژی خاورمیانه را نیز دستخوش تغییر خواهد کرد.
اعلام تصمیم دولت عراق برای امضای یادداشت تفاهم با سوریه با هدف احداث خطوط لوله انتقال نفت به سواحل مدیترانه، صرفاً یک پروژه زیرساختی جدید نیست؛ بلکه میتواند آغاز فصل تازهای در راهبرد صادرات انرژی عراق باشد. این تصمیم، بغداد را بار دیگر به یکی از قدیمیترین آرزوهای ژئوپلیتیکی خود بازمیگرداند؛ دستیابی به مسیرهای متنوع صادرات نفت و کاهش وابستگی به خلیج فارس. با گزارش صادرات نفت عراق از مدیترانه همراه تجارت آسان باشید.
در کنار این توافق، تصمیم دولت عراق برای آغاز مذاکرات توسعه میدان گازی عکاس با مشارکت شرکتهای بینالمللی نیز نشان میدهد بغداد در حال بازتعریف استراتژی انرژی خود، هم در حوزه نفت و هم در بخش گاز است.
عراق با تولید بیش از چهار میلیون بشکه نفت در روز، دومین تولیدکننده بزرگ اوپک پس از عربستان سعودی محسوب میشود، اما برخلاف بسیاری از تولیدکنندگان بزرگ نفت، از تنوع مسیرهای صادراتی محدودی برخوردار است.
امروز بیش از ۸۵ درصد صادرات نفت عراق از طریق پایانههای نفتی بصره در جنوب این کشور و از مسیر خلیج فارس انجام میشود. هرگونه تنش امنیتی در خلیج فارس یا تنگه هرمز میتواند صادرات نفت عراق را نیز با ریسک جدی مواجه کند.
به همین دلیل، طی پنج دهه گذشته، یکی از مهمترین اهداف راهبردی بغداد، ایجاد مسیرهای جایگزین برای صادرات نفت بوده است.
تاریخ صادرات نفت عراق به مدیترانه به دهه ۱۹۵۰ بازمیگردد.
خط لوله کرکوک–بانیاس یکی از مهمترین پروژههای انرژی خاورمیانه بود که نفت شمال عراق را از طریق خاک سوریه به بندر بانیاس در ساحل مدیترانه منتقل میکرد. این مسیر، عراق را مستقیماً به بازارهای اروپایی متصل میساخت و نقش مهمی در صادرات نفت این کشور داشت.
اما اختلافات سیاسی میان بغداد و دمشق در دهه ۱۹۸۰، بهویژه در دوران حکومت صدام حسین و حافظ اسد، موجب تعطیلی این خط لوله شد. پس از آن نیز جنگ عراق، تحریمهای بینالمللی، اشغال این کشور در سال ۲۰۰۳ و در نهایت جنگ داخلی سوریه، امکان احیای این مسیر را از بین برد.
پس از توقف مسیر سوریه، تنها مسیر صادرات نفت شمال عراق، خط لوله کرکوک–جیهان ترکیه باقی ماند.
این خط لوله نیز طی سالهای اخیر بارها به دلایل امنیتی، اختلافات میان دولت مرکزی عراق و اقلیم کردستان و همچنین مسائل حقوقی میان بغداد و آنکارا با توقف یا کاهش صادرات مواجه شده است.
همین حربه نشان داد اتکا به یک مسیر جایگزین نیز نمیتواند امنیت صادرات نفت عراق را تضمین کند.
دسترسی به دریای مدیترانه برای عراق چند مزیت مهم ایجاد میکند.
نخست، کاهش وابستگی به خلیج فارس و تنگه هرمز.
دوم، کوتاهتر شدن مسیر صادرات نفت به بازار اروپا.
سوم، افزایش قدرت چانهزنی عراق در بازار جهانی انرژی.
چهارم، ایجاد انعطاف بیشتر در زمان وقوع بحرانهای ژئوپلیتیکی.
در واقع هرچه مسیرهای صادراتی یک تولیدکننده متنوعتر باشد، ریسک تجاری و سیاسی صادرات نیز کاهش مییابد.
اما سؤال مهم این است که چرا بغداد پس از سالها دوباره به سراغ سوریه رفته است؟
چند عامل همزمان این تصمیم را توضیح میدهد.
نخست، بهبود نسبی روابط سیاسی بغداد و دمشق.
دوم، تغییر تدریجی شرایط امنیتی در بخشهایی از سوریه.
سوم، افزایش رقابت ژئوپلیتیکی بر سر مسیرهای انتقال انرژی در منطقه.
چهارم، تلاش عراق برای تبدیل شدن به بازیگری مستقلتر در بازار جهانی نفت.
از سوی دیگر، اروپا نیز پس از بحران انرژی ناشی از جنگ اوکراین، به دنبال متنوعسازی منابع و مسیرهای تأمین انرژی است؛ موضوعی که میتواند اهمیت مسیر مدیترانه را افزایش دهد.
با وجود اهمیت راهبردی این پروژه، اجرای آن با موانع متعددی روبهرو است.
نخستین چالش، وضعیت امنیتی سوریه است. بخشهایی از مسیر احتمالی خط لوله همچنان با مخاطرات امنیتی مواجه هستند.
دومین چالش، تحریمهای بینالمللی علیه سوریه است که میتواند جذب سرمایهگذاری خارجی و تأمین مالی پروژه را دشوار کند.
سومین مسئله، هزینه بالای احداث یا بازسازی خطوط لوله است. پروژهای با این ابعاد نیازمند میلیاردها دلار سرمایهگذاری و چندین سال زمان خواهد بود.
چهارمین چالش نیز رقابت منطقهای است. کشورهای مختلف منطقه هر یک تلاش میکنند نقش محوری در کریدورهای انتقال انرژی ایفا کنند و هر مسیر جدید میتواند توازن ژئوپلیتیکی را تحت تأثیر قرار دهد.
همزمان با پروژه خط لوله، دولت عراق مذاکرات برای توسعه میدان گازی عکاس را نیز آغاز کرده است.
این میدان که در استان الانبار و نزدیک مرز سوریه قرار دارد، یکی از بزرگترین ذخای
عراق سالهاست با کمبود گاز برای نیروگاههای برق خود مواجه است و همچنان بخشی از نیاز خود را از طریق واردات تأمین میکند. توسعه میدان عکاس میتواند علاوه بر کاهش وابستگی به واردات، زمینه صادرات گاز در آینده را نیز فراهم کند.
همزمانی توسعه این میدان با مذاکرات احداث خط لوله، نشان میدهد بغداد احتمالاً به دنبال ایجاد یک کریدور انرژی است که در آینده تنها به انتقال نفت محدود نباشد.
اگر پروژه صادرات نفت عراق از مسیر سوریه عملیاتی شود، معادلات انرژی خاورمیانه وارد مرحله تازهای خواهد شد.عراق به دومین مسیر بزرگ صادراتی خود دست پیدا میکند و سوریه از محل ترانزیت انرژی درآمد کسب خواهد کرد و نهایتا ایتکه مدیترانه شرقی جایگاه مهمتری در تجارت انرژی پیدا میکند. بازار اروپا نیز به یک مسیر جدید برای دسترسی به نفت عراق نزدیکتر خواهد شد.
در مجموع توافق احتمالی بغداد و دمشق را نباید صرفاً یک پروژه ساخت خط لوله دانست. این اقدام، بخشی از راهبرد بلندمدت عراق برای افزایش امنیت انرژی، تنوعبخشی به مسیرهای صادراتی و ارتقای جایگاه ژئوپلیتیکی خود در بازار جهانی نفت است.
البته فاصله زیادی میان امضای تفاهمنامه و بهرهبرداری از یک خط لوله وجود دارد. مسائل امنیتی، تأمین مالی، تحریمها و تحولات سیاسی منطقه، همگی بر سرنوشت این پروژه اثرگذار خواهند بود.
با این حال، صرف بازگشت ایده اتصال نفت عراق به سواحل مدیترانه، نشان میدهد بغداد پس از دههها بار دیگر در تلاش است رؤیای تاریخی خود برای تبدیل شدن به کشوری با مسیرهای متنوع صادرات انرژی را احیا کند؛ راهبردی که در صورت موفقیت، نهتنها اقتصاد عراق، بلکه ژئوپلیتیک انرژی خاورمیانه را نیز دستخوش تغییر خواهد کرد.