عربستان سعودی از ابتدای سال ۲۰۲۶ با اتصال ۷ گیگاوات نیروگاه بادی و خورشیدی و ۳.۵ گیگاوات ذخیرهساز باتری، ظرفیت پاک خود را دو برابر کرد؛ تحولی بنیادین که شکاف ساختاری توسعه انرژیهای تجدیدپذیر میان این کشور و ایران را بیش از پیش نمایان میکند.
دیوان تجارت بینالملل کانادا عوارض ضدقیمتشکنی و جبرانی بر پنلهای خورشیدی چینی را لغو کرد. این تصمیم به دلیل نبود حمایت تولیدکنندگان داخلی اتخاذ شده و کانادا را در تضاد کامل با سیاستهای سختگیرانه ایالات متحده قرار داده است.
کالیفرنیا به دلیل قوانین زیستمحیطی سختگیرانه و تعطیلی پیاپی پالایشگاهها، در حال تبدیل شدن به یک جزیره منزوی انرژی و وابسته به واردات سوخت از آسیاست.
جنگ، قواعد معمول اقتصاد را تغییر میدهد؛ در روزهای بحران، دیگر مسئله اصلی این نیست که یک بنگاه دولتی است یا خصوصی، بلکه سؤال این است که چه میزان از نیاز کشور را میتواند در زمان مقرر تأمین کند. بخش سوم پرونده «بخش خصوصی ایران» از همین نقطه به رابطه دولت و بنگاهها در شرایط جنگی میپردازد؛ جایی که قیمت و مالکیت تا حدی عقب مینشینند و کمیت تولید، تعهد به تأمین و مسئولیتپذیری جلو میآیند. پرسش اصلی این است: آیا ساختار اقتصادی ایران برای چنین روزهایی، تقسیم کار و تعهد روشنی میان دولت و بخش خصوصی تعریف کرده است؟
پذیرهنویسی صندوق پروژه نیروگاه خورشیدی نور را میتوان یکی از متفاوتترین تجربههای اخیر بازار سرمایه دانست؛ ابزاری که برخلاف صندوقهای سهامی متعارف، بازده آن در نهایت باید از یک دارایی واقعی و جریان نقد حاصل از تولید و فروش برق تغذیه شود. با این حال، همزمانی ورود نور به بازار سرمایه با کاهش قیمت برق سبز، یک متغیر مهم را وارد محاسبات سرمایهگذاران کرده است.
برای نخستینبار، انرژیهای تجدیدپذیر موفق شدند بیش از ۸۰ درصد از تقاضای شبکه اصلی برق استرالیا را تأمین کنند.
با تشدید بحران انرژی ناشی از رشد مراکز داده هوش مصنوعی، بخش خصوصی به دنبال بهرهگیری از پنلهای خورشیدی در مدار زمین و انرژی خورشیدی فضایی است.
جمهوری آذربایجان با راهاندازی نیروگاه قوبستان، نخستین پروژه خورشیدیِ حاصل از مناقصه ملی خود را با حضور الهام علیاف افتتاح کرد.
با نوسان قیمتها در بورس انرژی و افزایش هزینههای تجهیزات، صنعت خورشیدی ایران در دوراهی «بلوغ بازار» و «افت جذابیت سرمایهگذاری» قرار گرفته است.
شخصیت «بابِ سازنده» پس از ۱۵ سال برای نخستین بار به صفحه تلویزیون بازگشته ؛این بار برای حمایت از هدف بلندپروازانه دستیابی به «کربن صفر» (Net Zero)، در یک آگهی تبلیغاتی.
افزایش نرخ بهره در آمریکا فقط در همان «۰.۲۵ درصد» خلاصه نمیشود. مسئله اصلی این است که نرخ بهره آمریکا عملاً یکی از قیمتهای پایه در نظام مالی جهان است. وقتی این نرخ بالا میرود و پول گران می شود بازده داراییهای دلاری افزایش پیدا میکند و تقریباً تمام بازارها مجبور میشوند ارزشگذاری خود را دوباره تنظیم کنند.
بدون تغییر نگرش ایدئولوژیک و اولویتبخشی به معیشت، دستیابی به سهم ۷۰ تا ۸۰ درصدی انرژیهای تجدیدپذیر تا سال ۱۴۱۰ غیرممکن خواهد بود.