Calendar ۳۰ شهریور ۱۴۰۵
نااطمینانی برای صنعت مهلک‌تر از ناترازی است
۲۸ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۴
کد خبر: 140506114

محدودیت انرژی برای صنایع فقط به معنای چند ساعت قطعی برق یا کاهش مصرف گاز نیست. اثر مهم‌تر ممکن است جایی ظاهر شود که تولیدکننده دیگر نتواند میزان دسترسی خود به مواد اولیه را پیش‌بینی کند و این می شود که نااطمینانی برای صنعت مهلک‌تر از ناترازی است. 

به گزارش تجات آسان؛ با تشدید ناترازی برق و گاز، معمولاً نخستین نگرانی صنایع، محدودیت مستقیم تولید است؛ مجید حسینی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران، معتقد است اگر محدودیت‌های انرژی به بی‌نظمی در تخصیص خوراک منجر شود، رفتار بنگاه‌ها نیز تغییر می‌کند، تغییری که می‌تواند از رشد تقاضای احتیاطی و افزایش موجودی انبار آغاز شود و به جهش فاصله قیمت‌ها برسد. به اعتقاد او، باید اثر محدودیت انرژی بر کل زنجیره تولید و تأمین مواد اولیه را در نظر گرفت.

در شرایط کمبود انرژی، تأمین مصرف خانوار در اولویت قرار می‌گیرد و بخشی از محدودیت به صنایع منتقل می‌شود. اگر این محدودیت به صنایع بالادستی برسد، تولید برخی مواد اولیه نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد. در این مرحله، مسئله برای واحدهای پایین‌دستی دیگر فقط برق و گاز کارخانه نیست؛ میزان و نظم دسترسی به خوراک نیز اهمیت پیدا می‌کند.

وقتی بنگاه برای «روز مبادا» خرید می‌کند

حسینی معتقد است میان کمبود و نااطمینانی تفاوت مهمی وجود دارد. اگر یک کارخانه بداند ماه آینده مقدار مشخصی کمتر از شرایط عادی مواد اولیه دریافت خواهد کرد، می‌تواند تولید خود را با همان مقدار تنظیم کند. مشکل زمانی جدی‌تر می‌شود که میزان تخصیص قابل پیش‌بینی نباشد.

در چنین شرایطی، مدیر کارخانه ممکن است برای کاهش ریسک، بیش از نیاز جاری خرید کند. هدف لزوماً افزایش تولید نیست؛ بنگاه می‌خواهد مطمئن شود در صورت کاهش سهمیه یا افزایش قیمت، خط تولید متوقف نمی‌شود.

اگر این رفتار میان تعداد زیادی از واحدهای تولیدی گسترش پیدا کند، تقاضای احتیاطی افزایش می‌یابد. به این ترتیب، نگرانی از کمبود می‌تواند خود به عاملی برای افزایش فشار بر بازار تبدیل شود.

از نگاه حسینی، موجودی انبار در این نقطه از یک ابزار معمول مدیریت تولید به نوعی سپر دفاعی تبدیل می‌شود. اما این سپر بدون هزینه نیست؛ زیرا علاوه بر افزایش تقاضا در بازار، بخشی از سرمایه در گردش بنگاه را نیز درگیر می‌کند.

شکاف قیمت چه پیامی به تولیدکننده می‌دهد؟

موضوع دیگری که در این میان اهمیت پیدا می‌کند، فاصله قیمت مواد اولیه در بازار رسمی و آزاد است. حسینی معتقد است افزایش این فاصله برای تولیدکننده صرفاً یک اختلاف قیمت نیست؛ بلکه می‌تواند به عنوان نشانه‌ای از وضعیت آینده عرضه تفسیر شود.

هرچه این شکاف بیشتر شود، احتمال اینکه بنگاه برای تأمین زودتر مواد اولیه اقدام کند نیز افزایش می‌یابد. به این ترتیب، نااطمینانی، افزایش خرید و رشد فاصله قیمت‌ها می‌توانند یکدیگر را تقویت کنند.

البته خرید بیش از نیاز همیشه به سود تولیدکننده تمام نمی‌شود. اگر کارخانه با تصور افزایش قیمت، چند برابر نیاز خود مواد اولیه بخرد و پس از مدتی شرایط تغییر کند، با انباری مواجه خواهد شد که با قیمت بالا تأمین شده است. کاهش بعدی قیمت می‌تواند زیان قابل توجهی به بنگاه وارد کند و حتی نقدینگی آن را تحت فشار قرار دهد.

نسخه پیشنهادی؛ سناریوها را از قبل اعلام کنید

حسینی راه کاهش این ریسک را در قابل پیش‌بینی کردن سیاست تخصیص می‌بیند. به اعتقاد او، دستگاه‌های مسئول باید پیش از تشدید محدودیت‌ها، چند سناریوی مشخص برای وضعیت انرژی و میزان تخصیص مواد اولیه طراحی کنند.

به بیان ساده، تولیدکننده باید بداند اگر محدودیت انرژی به سطح مشخصی رسید، سهمیه او تقریباً چگونه تغییر خواهد کرد و در صورت تشدید یا کاهش محدودیت، چه اتفاقی می‌افتد.

در صحبت‌های او اعدادی مانند کاهش ۳۰ یا ۴۰ درصدی نیز به عنوان نمونه مطرح شد؛ نه به عنوان پیش‌بینی قطعی، بلکه برای توضیح ضرورت طراحی سناریوهای متفاوت. هدف این است که بنگاه به جای واکنش هیجانی، بتواند میزان تولید، خرید و موجودی خود را بر اساس یک تصویر نسبتاً روشن تنظیم کند.

او حتی معتقد است در برخی دوره‌های کوتاه، کاهش برنامه‌ریزی‌شده تولید ممکن است منطقی‌تر از خرید گسترده مواد اولیه با قیمت‌های بالا باشد؛ زیرا حفظ تولید به هر قیمت می‌تواند منابع مالی کارخانه را درگیر کند و پس از تغییر شرایط بازار، بنگاه را با موجودی گران و نقدینگی محدود باقی بگذارد.

اعتماد؛ حلقه‌ای که نباید از دست برود

در نهایت، بخش مهمی از این معادله به اعتماد میان سیاست‌گذار و تولیدکننده برمی‌گردد. اگر بنگاه به سازوکار اعلام‌شده برای تخصیص اطمینان داشته باشد، راحت‌تر می‌تواند تولید خود را با محدودیت‌ها هماهنگ کند.

اما وقتی تولیدکننده نداند سهمیه اعلام‌شده تا چه اندازه پایدار است، احتمال رفتار دفاعی بیشتر می‌شود. حسینی بر همین اساس تأکید دارد که مسئله فقط مقدار مواد اولیه نیست؛ قابلیت پیش‌بینی دسترسی به آن نیز بخشی از امنیت تولید است.

در چنین شرایطی، مدیریت ناترازی انرژی تنها با تعیین سهمیه کامل نمی‌شود. سیاست‌گذار باید بتواند برای بنگاه تصویری قابل اتکا از آینده نزدیک ایجاد کند. زیرا برای یک کارخانه، گاهی دشوارتر از دریافت خوراک کمتر، این است که نداند ماه آینده چه میزان خوراک در اختیار خواهد داشت.

 

لینک کوتاه
https://easy-trade.news/n/140506114/

دیدگاه خود را بنویسید

آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار