قطع کامل گاز کارخانههای سیمان از ابتدای آبان، بار دیگر وابستگی این صنعت به انرژی و پیامدهای آن بر هزینه تولید را برجسته کرده است. در حالی که کارخانهها به استفاده از مازوت روی آوردهاند، کارشناسان معتقدند توسعه سوختهای جایگزین مانند زغالسنگ و سوخت حاصل از پسماند میتواند راهکاری برای کاهش محدودیتهای تولید باشد.
به گزارش تجارت آسان؛ هنوز سرمای زمستان از راه نرسیده که گاز کارخانههای سیمان بهطور کامل قطع شده است؛ اتفاقی که اگرچه برای این صنعت تازگی ندارد، اما امسال در شرایطی رخ داده که محدودیت انرژی حتی در ماههای گرم سال نیز ادامه داشته است. حالا پرسش اصلی این است که چرا صنعتی با چنین وابستگی گستردهای به انرژی، همچنان برای عبور از محدودیتهای گاز به مازوت متکی است؟
قطع گاز؛ اتفاقی که دیگر غافلگیرکننده نیست
به گزارش تجارت آسان، علیاکبر الوندیان، دبیر انجمن صنفی کارفرمایان صنعت سیمان، اعلام کرده است که از ابتدای آبان، گاز تمام کارخانههای سیمان قطع شده و واحدهای تولیدی ناچار به استفاده از مازوت شدهاند.
به گفته او، نیاز روزانه صنعت سیمان حدود ۲۸ میلیون مترمکعب گاز است، اما کارخانهها از ابتدای سال تنها پنج تا شش میلیون مترمکعب دریافت میکردند؛ سهمیهای که اکنون به صفر رسیده است.
بررسی روند سالهای گذشته نشان میدهد صنعت سیمان همواره یکی از نخستین بخشهایی بوده که محدودیت گاز را تجربه کرده است. در سال ۱۴۰۳ محدودیتها از نیمه مهر آغاز شد و در سال ۱۴۰۴ حتی به ماههای ابتدایی سال رسید. بنابراین آنچه امروز اتفاق افتاده، ادامه یک روند تکراری است، نه بحرانی پیشبینینشده.
مازوت؛ راهحل موقت با هزینه دائمی
قطع گاز لزوماً به معنای توقف تمام کارخانهها نیست، اما جایگزینی مازوت هزینه حمل، نگهداری و تولید را افزایش میدهد. این مسئله برای کارخانههایی که امکان استفاده از مازوت ندارند، پیچیدهتر است.
مصطفی عظیمی، فعال صنعت، پیشتر در گفتوگو با تجارت آسان، استفاده از زغالسنگ و سوخت حاصل از پسماند (RDF) را دو راهکار برای کاهش وابستگی صنعت سیمان به گاز معرفی کرده بود.
به اعتقاد او، سرمایهگذاری برای تغییر سیستم سوخت کارخانهها میتواند طی دو تا سه سال بازگشت داشته باشد؛ هرچند اجرای آن نیازمند تأمین مالی، تجهیزات مناسب و رعایت الزامات زیستمحیطی است.
مسئله فقط کمبود گاز نیست
اکنون صنعت سیمان با دو چالش همزمان مواجه است: محدودیت عرضه انرژی و تأخیر در توسعه زیرساختهای سوخت جایگزین.
تداوم این وضعیت میتواند هزینه تولید را افزایش دهد و در صورت اختلال در تأمین مازوت، ظرفیت تولید را نیز محدود کند؛ اتفاقی که آثار آن ممکن است به بازار سیمان و پروژههای ساختمانی منتقل شود.
پرسش مهم این است که وقتی محدودیت گاز هر سال تکرار میشود، چرا سرمایهگذاری برای کاهش وابستگی کارخانهها به گاز هنوز به یک برنامه فراگیر صنعتی تبدیل نشده است؟