دنیا دیگر فقط برای ساخت نیروگاه سرمایهگذاری نمیکند؛ شبکه برق به یکی از جذابترین مقاصد سرمایه تبدیل شده است. این زاویه برای ایران هم بسیار معنادار است، چون توسعه نیروگاههای خورشیدی بدون تقویت شبکه میتواند به گلوگاه تازهای تبدیل شود.
به گزارش تجارت آسان؛ سالهاست توسعه صنعت برق با یک شاخص سنجیده میشود: چند مگاوات نیروگاه جدید ساخته شده است؟ اما تحولات تازه بازار جهانی برق نشان میدهد این معیار دیگر بهتنهایی کافی نیست. شرکتهای بزرگ انرژی بهتدریج بخش بیشتری از سرمایه خود را به خطوط انتقال، شبکههای توزیع و زیرساختهای اتصال اختصاص میدهند؛ تغییری که برای ایران، در میانه برنامه شتابان توسعه نیروگاههای خورشیدی و تشدید ناترازی برق، یک پیام روشن دارد: تولید برق بدون امکان انتقال و مصرف آن، الزاماً به معنای حل کمبود انرژی نیست.
شرکت اسپانیایی «ایبردرولا» (Iberdrola)، یکی از بزرگترین شرکتهای برق جهان، در گزارش عملکرد ۹ماهه سال ۲۰۲۶ از افزایش ۱۰ درصدی سود خالص و رشد ۱۵ درصدی سود عملیاتی پیش از بهره، مالیات و استهلاک در بخش شبکه خبر داده است.
این شرکت طی ۹ ماه نخست سال، حدود ۱۰.۱ میلیارد یورو سرمایهگذاری کرده که ۶.۳ میلیارد یوروی آن به توسعه شبکه اختصاص یافته است. به عبارت دیگر، بیش از ۶۲ درصد سرمایهگذاریهای ایبردرولا صرف خطوط انتقال و شبکههای توزیع شده است. ارزش داراییهای تحت مقررات شبکه این شرکت نیز به ۵۶ میلیارد یورو رسیده و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۰ از ۹۰ میلیارد یورو عبور کند. نکته مهم این است که ایبردرولا توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر را کنار نگذاشته، بلکه در کنار تولید برق، شبکه را به یکی از محورهای اصلی رشد درآمد خود تبدیل کرده است.
دلیل این تغییر چندان پیچیده نیست. احداث یک نیروگاه خورشیدی ممکن است ظرف یک تا دو سال انجام شود، اما توسعه خطوط انتقال و پستهای برق گاهی چندین سال زمان میبرد. در نتیجه، ممکن است ظرفیت تولید برق افزایش پیدا کند، اما شبکه توان انتقال همه آن را نداشته باشد.
آژانس بینالمللی انرژی در گزارش «برق ۲۰۲۶» هشدار داده بیش از ۲۵۰۰ گیگاوات پروژه تولید، ذخیرهسازی و مصرف بزرگ برق در جهان در صف اتصال به شبکه قرار دارند. این نهاد برآورد میکند سرمایهگذاری سالانه در شبکههای برق باید تا سال ۲۰۳۰ حدود ۵۰ درصد افزایش یابد.
از سوی دیگر، سرمایهگذاری در شبکه در کشورهایی با نظام تنظیمگری شفاف، معمولاً درآمدی قابل پیشبینیتر از فروش برق در بازارهای پرنوسان دارد. همین ویژگی، سرمایهگذاران بلندمدت را به زیرساختهای انتقال و توزیع علاقهمند کرده است.
این تحول برای ایران اهمیت ویژهای دارد. سیاست توسعه سریع نیروگاههای خورشیدی زمانی به نتیجه مطلوب میرسد که ظرفیت شبکه نیز متناسب با آن افزایش یابد. در غیر این صورت، سرمایهگذار ممکن است نیروگاه را احداث کند، اما با هزینه بالای اتصال، محدودیت تزریق برق یا تأخیر در بهرهبرداری مواجه شود.
مسئله فقط احداث خطوط جدید نیست؛ تقویت پستها، مدیریت هوشمند شبکه، استفاده از ذخیرهسازها و انتخاب محل مناسب نیروگاه نیز میتواند هزینه توسعه تجدیدپذیرها را کاهش دهد. برای مثال، احداث نیروگاه در منطقهای با تابش عالی، اما شبکه ضعیف، ممکن است از ساخت همان نیروگاه در منطقهای با تابش کمتر و زیرساخت اتصال مناسب، گرانتر تمام شود.
تفاوت مهم ایران با تجربه شرکتهایی مانند ایبردرولا، به مدل درآمدی شبکه بازمیگردد. در بسیاری از بازارهای توسعهیافته، سرمایهگذار میتواند بر اساس چارچوب مشخص تنظیمگری، بازده سرمایهگذاری در شبکه را پیشبینی کند.
اما در ایران، محدودیت منابع مالی شرکتهای برق و ابهام درباره بازگشت سرمایه، تأمین مالی توسعه شبکه را دشوار میکند. بنابراین پرسش اصلی این است که آیا میتوان با طراحی تعرفههای شفاف و قراردادهای بلندمدت، سرمایه بخش خصوصی را به توسعه زیرساختهای شبکه جذب کرد؟
تجربه جهانی نشان میدهد رقابت آینده صنعت برق فقط بر سر ساخت نیروگاههای بیشتر نیست؛ بر سر ساخت شبکهای است که بتواند برق تولیدشده را بهموقع و با کمترین هزینه به مصرفکننده برساند. برای ایران نیز شاید زمان آن رسیده باشد که در کنار شمارش مگاواتهای جدید، هزینه و ظرفیت اتصال آنها به شبکه به یکی از شاخصهای اصلی موفقیت برنامه توسعه برق تبدیل شود.