الزام استفاده از ذخیرهساز در نیروگاههای خورشیدی بزرگمقیاس، معادله اقتصادی سرمایهگذاری در تجدیدپذیرهای ایران را تغییر میدهد. بر اساس ضوابط اعلامشده، نیروگاههای مشمول باید ذخیرهسازی معادل ۲۰ درصد ظرفیت خود برای مدت دو ساعت پیشبینی کنند؛ الزامی که برای یک نیروگاه ۱۰۰ مگاواتی، به معنای نصب سامانهای با توان ۲۰ مگاوات و ظرفیت تحویل ۴۰ مگاواتساعت برق است. محاسبات سناریویی نشان میدهد هزینه این سامانه میتواند بین ۶ تا ۱۰ میلیون دلار باشد و در سناریوی میانی، حدود ۱۱.۶ درصد به سرمایهگذاری اولیه نیروگاه اضافه کند.
توسعه نیروگاههای خورشیدی ایران وارد مرحله تازهای شده است، مرحلهای که در آن، نصب پنل و اتصال به شبکه دیگر تمام هزینه سرمایهگذاری را تشکیل نمیدهد. بر اساس ضوابط اعلامشده از سوی مسئولان ساتبا، نیروگاههای خورشیدی بزرگمقیاس باید برای حداقل ۲۰ درصد ظرفیت خود، امکان ذخیره و تحویل برق به مدت دو ساعت را فراهم کنند. این تصمیم اگرچه با هدف افزایش پایداری شبکه و کاهش محدودیت انتقال برق اتخاذ شده، پرسش مهمی را پیش روی سرمایهگذاران قرار داده است: اضافهشدن باتری چه میزان سرمایه جدید میطلبد و آیا بازار برق ایران درآمدی متناسب با این هزینه ایجاد خواهد کرد؟
از توسعه ظرفیت خورشیدی تا مدیریت برق قابل تحویل
تا همین چند سال پیش، بخش عمده محاسبات اقتصادی نیروگاههای خورشیدی بر سه متغیر استوار بود: هزینه احداث، میزان تولید سالانه و قیمت فروش برق. اکنون با افزایش سهم تجدیدپذیرها در برنامه توسعه صنعت برق، متغیر چهارمی نیز اهمیت پیدا کرده است: توانایی انتقال تولید نیروگاه به ساعتهایی که شبکه به برق بیشتری نیاز دارد.
مسئله از ویژگی ذاتی تولید خورشیدی ناشی میشود. نیروگاه فتوولتائیک در ساعات تابش تولید میکند، اما تقاضای برق لزوماً با ساعات بیشترین تابش منطبق نیست. از سوی دیگر، تمرکز احداث نیروگاهها در مناطقی با تابش مناسب، بدون توسعه متناسب خطوط و پستهای انتقال، میتواند محدودیت اتصال یا کاهش اجباری تولید را به همراه داشته باشد.
مینو غلامی، مجری طرح ذخیرهسازهای ساتبا، ۱۸ مهر اعلام کرد که در ضوابط اتصال نیروگاههای خورشیدی بزرگمقیاس، استفاده از ذخیرهساز معادل حداقل ۲۰ درصد ظرفیت نیروگاه برای مدت دو ساعت لحاظ شده است. به گفته او، ۱۰ سایت دارای محدودیت جدی شبکه نیز برای استقرار ذخیرهساز در اولویت قرار گرفتهاند.
این تصمیم از منظر بهرهبرداری شبکه قابل درک است اما از منظر اقتصادی، هزینهای جدید به پروژه اضافه میکند که باید منبع بازپرداخت آن مشخص باشد.
الزام ۲۰ درصدی دقیقاً به چه معناست؟
یکی از اشتباهات رایج در بررسی اقتصاد باتری، یکسانگرفتن توان و انرژی ذخیرهشده است. ظرفیت نیروگاه خورشیدی با مگاوات بیان میشود، درحالیکه ظرفیت انرژی باتری با مگاواتساعت اندازهگیری میشود. اگر یک نیروگاه ۱۰۰ مگاواتی ملزم به نصب ذخیرهساز معادل ۲۰ درصد ظرفیت خود برای دو ساعت باشد، به سامانهای با توان خروجی ۲۰ مگاوات و ظرفیت انرژی قابل تحویل ۴۰ مگاواتساعت نیاز دارد.
| ظرفیت نیروگاه خورشیدی | توان ذخیرهساز | انرژی قابل تحویل در دو ساعت |
| ۱۰ مگاوات | ۲ مگاوات | ۴ مگاواتساعت |
| ۵۰ مگاوات | ۱۰ مگاوات | ۲۰ مگاواتساعت |
| ۱۰۰ مگاوات | ۲۰ مگاوات | ۴۰ مگاواتساعت |
| ۲۰۰ مگاوات | ۴۰ مگاوات | ۸۰ مگاواتساعت |
قیمت باتری، تفاوت میان سلول ارزان و نیروگاه ذخیرهسازی آماده بهرهبرداری
بر اساس بررسی بلومبرگنیواف، متوسط قیمت بسته باتری ویژه ذخیرهسازی ثابت در سال ۲۰۲۵ به حدود ۷۰ دلار به ازای هر کیلوواتساعت رسید رقمی که نسبت به سال قبل ۴۵ درصد کاهش داشت. اما این عدد فقط قیمت بسته باتری است و نمیتوان آن را معادل هزینه احداث یک سامانه ذخیرهسازی کامل دانست. یک پروژه ذخیرهسازی به اینورتر دوطرفه، سامانه مدیریت باتری، سیستم مدیریت انرژی، تجهیزات حفاظت و اطفای حریق، تهویه یا خنککاری، ترانسفورماتور، تجهیزات اتصال، نصب و راهاندازی نیاز دارد.
آژانس بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر (IRENA) هزینه متوسط جهانی پروژههای ذخیرهسازی باتری نصبشده در سال ۲۰۲۴ را حدود ۱۹۲ دلار به ازای هر کیلوواتساعت گزارش کرده است. این رقم از نظر دامنه هزینه با قیمت ۷۰ دلاری بسته باتری متفاوت است و نباید صرفاً بهعنوان افزایش قیمت یک محصول تفسیر شود.
برای ایران، هزینه نهایی علاوه بر قیمت تجهیزات به نرخ ارز، هزینه حمل، شرایط پرداخت، حقوق و عوارض قانونی، هزینه اتصال و خدمات پس از فروش وابسته خواهد بود. در نبود قراردادهای خرید و فاکتورهای قابلاتکای داخلی، اعلام یک قیمت قطعی برای ذخیرهساز وارداتی دقیق نیست.
هزینه واقعی ذخیرهساز برای یک نیروگاه خورشیدی چقدر است؟
برای بررسی اثر الزام جدید بر سرمایهگذاری، میتوان سه سناریوی هزینه کامل نصب و راهاندازی ذخیرهساز را در نظر گرفت: ۱۵۰، ۲۰۰ و ۲۵۰ دلار به ازای هر کیلوواتساعت. این ارقام سناریوهای محاسباتی هستند، نه قیمتهای تأییدشده بازار ایران. دامنه انتخابشده برای سنجش حساسیت پروژه به هزینه تجهیزات و اجراست.
جدول اول | سرمایه اضافی موردنیاز برای باتری
مبالغ به میلیون دلار؛ ظرفیت ذخیرهساز بر مبنای انرژی مفید موردنیاز
| ظرفیت خورشیدی | انرژی باتری | سناریوی ۱۵۰ دلار | سناریوی ۲۰۰ دلار | سناریوی ۲۵۰ دلار |
| ۱۰ مگاوات | ۴ MWh | ۰.۶ | ۰.۸ | ۱ |
| ۵۰ مگاوات | ۲۰ MWh | ۳ | ۴ | ۵ |
| ۱۰۰ مگاوات | ۴۰ MWh | ۶ | ۸ | ۱۰ |
| ۲۰۰ مگاوات | ۸۰ MWh | ۱۲ | ۱۶ | ۲۰ |
بنابراین برای نیروگاه خورشیدی ۱۰۰ مگاواتی، هزینه اضافی ذخیرهساز در این سناریوها بین شش تا ۱۰ میلیون دلار خواهد بود. در سناریوی میانی، سرمایهگذار باید هشت میلیون دلار بیشتر از پروژه فاقد باتری تأمین کند.
برای درک ابعاد این رقم، میتوان از دادههای IRENA استفاده کرد. متوسط جهانی هزینه نصب نیروگاه خورشیدی بزرگمقیاس در سال ۲۰۲۴ حدود ۶۹۱ دلار به ازای هر کیلووات ظرفیت بوده است. با این معیار، هزینه مرجع احداث یک نیروگاه ۱۰۰ مگاواتی تقریباً ۶۹.۱ میلیون دلار خواهد بود.
جدول دوم | اثر افزودن باتری بر سرمایهگذاری اولیه
| شاخص | نیروگاه بدون باتری | نیروگاه همراه باتری |
| ظرفیت خورشیدی | ۱۰۰ مگاوات | ۱۰۰ مگاوات |
| هزینه مرجع بخش خورشیدی | ۶۹.۱ میلیون دلار | ۶۹.۱ میلیون دلار |
| ظرفیت انرژی باتری | صفر | ۴۰ مگاواتساعت |
| هزینه باتری در سناریوی میانی | صفر | ۸ میلیون دلار |
| مجموع سرمایهگذاری | ۶۹.۱ میلیون دلار | ۷۷.۱ میلیون دلار |
| افزایش سرمایهگذاری | — | ۱۱.۶٪ |
این مقایسه نشان میدهد الزام ذخیرهساز میتواند در سناریوی میانی حدود ۱۱.۶ درصد به هزینه اولیه پروژه اضافه کند. اما این درصد برای همه پروژهها یکسان نیست؛ زیرا هزینه احداث خورشیدی و باتری در ایران، نسبت ظرفیت DC به AC و زیرساخت مشترک پروژهها متفاوت خواهد بود.
نرخ بازده سرمایهگذاری چه تغییری میکند؟
اثر باتری بر نرخ بازده داخلی یا IRR تنها به افزایش هزینه اولیه محدود نمیشود. تعیینکننده اصلی این است که ذخیرهساز چه درآمد یا صرفهجویی جدیدی ایجاد کند.
باتری بهخودیخود تولیدکننده انرژی نیست. برق را دریافت میکند و پس از ذخیرهسازی، با مقداری تلفات به شبکه بازمیگرداند. در مدل مرجع آزمایشگاه ملی انرژیهای تجدیدپذیر آمریکا، راندمان رفتوبرگشت ذخیرهساز حدود ۸۵ درصد در نظر گرفته شده است.
در نتیجه، برای تحویل ۴۰ مگاواتساعت برق، با فرض راندمان ۸۵ درصد، تقریباً ۴۷.۱ مگاواتساعت انرژی ورودی لازم است.
اگر سرمایهگذار نتواند بابت انتقال برق از ساعات کمارزش به ساعات پرارزش درآمد بیشتری دریافت کند، هزینه باتری ممکن است نرخ بازده پروژه را کاهش دهد. در مقابل، اگر ذخیرهساز موجب جلوگیری از محدودسازی تولید، فروش برق در ساعات گرانتر یا دریافت درآمد خدمات جانبی شود، بخشی از هزینه آن قابل جبران خواهد بود.
آیا بازار برق ایران برای باتری درآمد تعریف کرده است؟
این پرسش به مهمترین بخش سیاست جدید وزارت نیرو مربوط میشود.در ۲۶ مهر، معاون برق و انرژی وزارت نیرو از برنامه تقویت نظام قیمتگذاری خدمات جانبی در بورس انرژی و بازار برق خبر داد. طبق اظهارات او، نیروگاههایی که امکان ارائه خدمات فنی از جمله توان راکتیو یا استفاده از ذخیرهساز را دارند، باید بتوانند از این خدمات جریان درآمدی کسب کنند. همچنین انتشار نقشه نقاط مناسب اتصال تجدیدپذیرها و استقرار باتری در دستور کار قرار گرفته است.
اما اعلام برنامه ایجاد بازار با وجود یک سازوکار عملیاتی و قابل اتکا برای سرمایهگذار تفاوت دارد. برای محاسبه بازده، باید نرخ خدمات، مدت قرارداد، شرایط فراخوان بهرهبردار شبکه، محدودیت چرخههای باتری و نحوه پرداخت مشخص شود.
در نبود این اطلاعات، سرمایهگذار ممکن است هزینه باتری را در قرارداد خرید تجهیزات بپذیرد، بدون آنکه بتواند درآمد متناظر را در مدل مالی خود با اطمینان پیشبینی کند.
از سوی دیگر، نصب باتری در همه نقاط شبکه الزاماً توجیه یکسانی ندارد. در برخی مناطق، هزینه تقویت خط انتقال یا پست ممکن است کمتر از احداث ذخیرهساز باشد. در مناطق دیگر، باتری میتواند از سرمایهگذاری سنگینتر در شبکه جلوگیری کند. تصمیم اقتصادی باید بر پایه مقایسه این گزینهها اتخاذ شود.
ریسک واردات، هزینهای فراتر از قیمت باتری
برای سرمایهگذار ایرانی، موضوع تأمین ارز و تجهیزات نیز بهاندازه قیمت جهانی باتری اهمیت دارد. ذخیرهساز بزرگمقیاس تنها مجموعهای از سلولهای لیتیومی نیست؛ یک سامانه الکتریکی و کنترلی است که عملکرد ایمن آن به هماهنگی اجزای مختلف وابسته است.
در قرارداد واردات باید ظرفیت مفید تضمینشده، تعداد چرخههای مجاز، افت ظرفیت سالانه، شرایط گارانتی، الزامات ایمنی، سیستم خنککاری، خدمات پس از فروش و هزینه احتمالی تعویض ماژولها مشخص شود.
ارزانبودن قیمت خرید اولیه لزوماً به معنای پایینبودن هزینه مالکیت در طول عمر پروژه نیست. باتریای که سریعتر افت ظرفیت پیدا میکند، ممکن است در سالهای بعد نتواند الزام تحویل دو ساعت برق را رعایت کند و سرمایهگذار را به خرید ظرفیت جایگزین ناچار سازد.
مسئله اصلی، چه کسی هزینه پایداری شبکه را میپردازد؟
افزودن ذخیرهساز به نیروگاه خورشیدی از منظر فنی میتواند اقدامی مؤثر باشد، اما موفقیت اقتصادی آن به طراحی مقررات وابسته است. اگر باتری خدماتی برای کل شبکه ارائه میکند، باید روشن شود ارزش این خدمات چگونه اندازهگیری و میان سرمایهگذار و بهرهبردار شبکه تسویه خواهد شد.
در غیر این صورت، ممکن است هزینه پایداری شبکه به سرمایهگذار خورشیدی منتقل شود، بیآنکه درآمد متناسبی برای او ایجاد شده باشد. پیامد چنین وضعیتی میتواند افزایش هزینه سرمایهگذاری، دشوارترشدن تأمین مالی و تأخیر در اجرای پروژههای جدید باشد.
نتیجه آنکه باتری نه الزاماً هزینهای غیراقتصادی است و نه تضمینی برای افزایش سودآوری نیروگاه. ذخیرهسازی زمانی به مزیت اقتصادی تبدیل میشود که هزینه کامل آن، محل استقرار، الگوی شارژ و تخلیه و درآمد حاصل از خدمات شبکه در یک مدل مالی شفاف ارزیابی شود. توسعه خورشیدی ایران اکنون بیش از گذشته به همین پیوند میان مهندسی شبکه و اقتصاد سرمایهگذاری نیاز دارد.