افزایش هزینههای تأمین خوراک و سقوط آزاد بهای برق خورشیدی، صنعت بیوگاز را به بنبست اقتصادی کشانده است. دادههای تازه نشان میدهد این فناوری بدون یارانههای سنگین دولتی توان رقابت در بازار آزاد برق را ندارد و سرمایهگذاری روی آن برای تولید برق پایه، به خطایی پرهزینه در گذار انرژی تبدیل شده است.
به گزارش تجارت آسان به نقل از News Wise، دادههای منتشرشده در نشریه تخصصی ENGINEERING Environment نشان میدهد این صنعت به دلیل ساختار هزینهای غیررقابتی و اتکای مزمن به یارانههای دولتی، توان رقابت با برق خورشیدی و بادی را از دست داده است.
در حالی که فناوریهای بادی و خورشیدی طی یک دهه اخیر به واسطه تولید انبوه و ارتقای فنی، کاهش ۷۰ تا ۹۰ درصدی هزینه تمامشده را تجربه کردهاند، بهای برق زیستی عملاً در محدوده ۰.۰۸۷ دلار به ازای هر کیلوواتساعت ثابت مانده و در بازار پیشرویی مانند آلمان به ارقام سرسامآور ۲۰.۲ تا ۳۲.۵ سنت یورو رسیده است؛ رقمی که تا چهار برابر گرانتر از برق مزارع خورشیدی مقیاس بزرگ ارزیابی میشود.
گلوگاه اصلی این فناوری، ماهیت هزینههای آن است. برخلاف سامانههای بادی و خورشیدی که پس از مرحله احداث از منبع رایگان باد و تابش بهره میبرند، در نیروگاههای بیوگاز سهم ساخت و نصب تجهیزات تنها ۲۰ تا ۴۰ درصد کل هزینهها را تشکیل میدهد و ۶۰ تا ۸۰ درصد باقیمانده به طور مداوم صرف تأمین خوراک، لجستیک و نگهداری مخازن جمع آوری و تولید گاز میشود.
بررسیهای آژانس بینالمللی انرژی (IEA) نیز موید همین عدم صرفه اقتصادی است. بر اساس این آمارها، از مجموع ظرفیت بالقوه ۷۳۰ میلیون تن معادل نفت بیومتان در سراسر جهان، تنها ۵۵ میلیون تن یعنی کمتر از ۸ درصد آن با قیمتی زیر ۱۰ دلار به ازای هر میلیون BTU قابل بهره برداری تجاری است و مابقی این پتانسیل به دلیل پراکندگی منابع و هزینههای بالای زنجیره تأمین، از توجیه سرمایهگذاری خارج است.
از سوی دیگر، محدودیت دسترسی به پسماندهای آلی ارزان سبب شده تا کشورهای پیشگام اروپایی نظیر آلمان، بیش از ۱.۳۵ میلیون هکتار از اراضی حاصلخیز خود را به کشت مستقیم محصولات زراعی با هدف تولید سوخت اختصاص دهند.
این کار که نیازمند تخصیص ۱۷۰ تا ۲۵۰ هزار هکتار زمین مرغوب برای تولید هر یک میلیارد مترمکعب بیومتان است، مناقشهای جدی میان امنیت غذایی و تولید انرژی برانگیخته و قیمت محصولات کشاورزی را دستخوش تورم کرده است.
حیات اقتصادی این پروژهها تا به امروز صرفاً زیر چتر سنگین حمایتهای دولتی و تزریق یارانههایی نظیر پرداخت سالیانه ۸۹۳ یورو به ازای هر هکتار در مزارع آزمایشی دوام آورده اما افت یارانههای بخش تجدیدپذیر اتحادیه اروپا از ۸۳ میلیارد یورو به ۶۱ میلیارد یورو، خطر تبدیل این تأسیسات به داراییهای راکد و زیانده را دوچندان کرده است.
این واقعیتها نشان میدهد هرگونه هدایت سرمایه به سمت پروژههای بیوگاز با هدف تولید برق پایه، به معنای اتلاف منابع در برابر گزینههای ارزانتر خورشیدی و سیستمهای ذخیرهساز باتری است.
بر این اساس، رویکرد منطقی در سیاستگذاری انرژی ایجاب میکند که بیوگاز صرفاً به کارکردهای مکمل و حیاتی محدود شود. ارزش واقعی این فناوری در مهار گازهای گلخانهای از طریق مدیریت پسماندهای دامی با ظرفیت کاهش سالانه ۱۰۰۰ میلیون تن دیاکسید کربن، تزریق بیومتان به شبکه خطوط لوله برای ذخیرهسازی فصلی و پیکسایی در زمستان، و همچنین تأمین خوراک صنایع بیوپالایشگاهی نهفته است؛ حوزههایی که در آنها ارزش افزوده حاصله، هزینه بالای فرآوری را جبران میکند.