نفتکش صرفاً یک وسیله حملونقل نیست؛ بخشی متحرک از زیرساخت انرژی کشور است. هدف قرار دادن آن، همانند حمله به خط لوله، پایانه صادراتی یا پالایشگاه، مستقیماً استمرار جریان نفت را نشانه میگیرد.
حملات اخیر به نفتکشهای مرتبط با صادرات نفت ایران، مرحله تازهای از تقابل نظامی در منطقه را رقم زده است؛ مرحلهای که در آن، شناورهای تجاری و زیرساخت حمل انرژی عملاً به بخشی از میدان نبرد تبدیل شدهاند. فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرده است که نیروهای این کشور در هشتم سپتامبر، پنج نفتکش حامل نفت ایران را در خلیج عمان و حوالی جزیره خارک هدف قرار داده و از مدار عملیاتی خارج کردهاند. سنتکام همچنین حمله به سه نفتکش دیگر در پنجم سپتامبر را تأیید کرده است.
بر پایه آمار تجمیعی منتشرشده، شمار نفتکشهای هدفگرفتهشده به ۱۶ فروند رسیده است که شش شناور متعلق یا وابسته به شرکت ملی نفتکش ایران و ۱۰ فروند دیگر متعلق به شبکه حمل نفت ایران با مالکیت یا پرچم خارجی بودهاند. البته فهرست کامل این ۱۶ شناور و وضعیت حقوقی مالکیت همه آنها هنوز در یک منبع رسمی مستقل منتشر نشده است.
اگر برآورد وجود ۴۹ نفتکش در ناوگان رسمی ایران را مبنا قرار دهیم، آسیب یا خروج شش نفتکش وابسته به شرکت ملی نفتکش، از نظر تعداد معادل حدود ۱۲ درصد این ناوگان خواهد بود. از این رو، اثر واقعی را نمیتوان صرفاً با شمار شناورها سنجید. ظرفیت حمل، نوع نفتکش، میزان خسارت، امکان تعمیر و مدت خروج از سرویس تعیین میکند چه میزان از توان عملیاتی ناوگان کاهش یافته است.
اثر مهمتر، افزایش ریسک کل شبکه صادرات است. نفتکشها حلقه واسط میان پایانههای صادراتی و بازار مقصد هستند؛ بنابراین حمله به آنها میتواند حق بیمه جنگ، هزینه اجاره کشتی، دستمزد خدمه، هزینه تغییر پرچم و قیمت خدمات بندری را بالا ببرد. مالکان خارجی نیز ممکن است برای همکاری با شبکه حمل نفت ایران، نرخهای بیشتری مطالبه کنند یا بهکلی کنار بکشند.
باید توجه داشت که نفتکش صرفاً یک وسیله حملونقل نیست؛ بخشی متحرک از زیرساخت انرژی کشور است. هدف قرار دادن آن، همانند حمله به خط لوله، پایانه صادراتی یا پالایشگاه، مستقیماً استمرار جریان نفت را نشانه میگیرد. خطر اصلی نیز فقط ازدسترفتن چند کشتی نیست؛ بلکه تبدیلشدن حمل نفت ایران به عملیاتی پرهزینهتر، پیچیدهتر و ناامنتر است.