بازار قیر ایران در ماههای اخیر با یک افت جدی در صادرات مواجه شده است؛ افتی که در نگاه اول میتوان آن را به محدودیتهای حملونقل، شرایط منطقهای و دشواری تردد کشتیها نسبت داد، اما بررسی ساختار صنعت نشان میدهد مسئله عمیقتر است.
به گزارش تجارت آسان؛صنعت قیر با یک زنجیره بههمپیوسته مواجه است: وکیوم باتوم، تولید قیر، فروش صادراتی، ورود ارز و تأمین نقدینگی. هر اختلالی در صادرات، در نهایت میتواند به بخشهای دیگر این زنجیره منتقل شود.
یک عدد اشتباه چگونه صادرات را متوقف میکند؟
حمید صالحی کارشناس صنعت قیر معتقد است که یکی از مهمترین مشکلات فعلی، اختلاف میان ارزش گمرکی قیر و قیمت واقعی معامله در بازار است.
برای نمونه، اگر قیر ایران در بازار صادراتی ۳۰۰ دلار معامله شود اما ارزش گمرکی آن ۴۵۰ دلار تعیین شود، تعهد ارزی صادرکننده بر مبنای رقم بالاتر شکل میگیرد. این یعنی صادرکننده باید برای ۱۵۰ دلار ارزی که اساساً از خریدار دریافت نکرده، پاسخگو باشد.
به عقیده وی نتیجه اقتصادی چنین وضعیتی روشن است: صادرکنندهای که بخواهد شفاف فعالیت کند، ممکن است اساساً امکان ادامه فعالیت نداشته باشد. در مقابل، بخشی از صادرات میتواند توسط فعالانی ادامه پیدا کند که الزام یا انگیزه کمتری برای بازگشت واقعی ارز دارند.
بنابراین یک سیاستگذاری که با هدف کنترل و افزایش بازگشت ارز طراحی شده، در صورت فاصله گرفتن از واقعیت بازار میتواند به نتیجهای معکوس برسد: کاهش صادرات رسمی و افزایش انگیزه برای روشهای غیرشفاف.
بورس کالا؛ فرمولی که باید با بازار امروز بهروزرسانی شود
در ادامه وی با اشاره به قیمت گذاری ببورس کالا گفت: قیمتگذاری قیر در رینگ صادراتی بورس کالا بر اساس فرمولی انجام میشد که قیمتهای بازارهای منطقهای و بینالمللی از جمله سنگاپور و هند را در نظر میگرفت.
وی افزود: این فرمول در شرایط عادی میتوانست قابل اتکا باشد؛ اما بازار قیر در ماههای اخیر با افزایش هزینه حمل، بیمه و ریسکهای منطقهای روبهرو شده است. در چنین شرایطی، قیمت روی کاغذ الزاماً همان قیمت قابل تحقق در بازار نیست.
این تفاوت برای یک صادرکننده بسیار مهم است؛ زیرا هزینهای که در فرمول دیده نمیشود، در نهایت از حاشیه سود او کسر میشود.
به گفته این فعال صنعت مسئله اصلی فقط «قیمت قیر» نیست؛ بلکه قیمت قابل تحقق قیر پس از لحاظ همه هزینههای صادراتی است.
۷۰ درصد افت صادرات؛ زنگ خطر برای صنعت
برآورد ها نشان میدهد صادرات قیر ایران در چهار ماه نخست سال نسبت به مدت مشابه سال گذشته حدود ۷۰ درصد کاهش یافته است.
البته در کنار مسئله ارزش گمرکی، محدودیتهای حملونقل دریایی نیز نقش مهمی داشتهاند. حدود ۹۰ درصد صادرات قیر ایران از مسیرهای جنوبی انجام میشود. بنابراین هرگونه محدودیت در ورود یا خروج کشتیها، مستقیماً ظرفیت صادرات را کاهش میدهد. در صادرات کانتینری و بشکهای، مسئله بوکینگ و دسترسی به کشتی حتی جدیتر است.
به همین دلیل حتی در صورت اصلاح مقررات ارزی، نمیتوان انتظار داشت صادرات بلافاصله به سطح سال گذشته بازگردد.
صنعت قیر ایران مشکل خوراک ندارد؛ مشکل اصلی فروش و نقدینگی است
به عقیده این فعال صنعت قیر یکی از نکات مهم درباره وضعیت فعلی صنعت این است که برخلاف بسیاری از صنایع، تولیدکنندگان قیر در حال حاضر الزاماً با بحران تأمین خوراک مواجه نیستند.
وکیوم باتوم مورد نیاز تولیدکنندگان عمده در دسترس است؛ اما مسئله از جایی آغاز میشود که محصول باید فروخته شود و منابع مالی دوباره به چرخه تولید بازگردد.
در مدل داخلی، بخش قابل توجهی از قیر از طریق سازوکارهای تهاتری تولید و تحویل میشود. اما این مدل الزاماً نقدینگی لازم برای خرید مجدد خوراک و استمرار عملیات را ایجاد نمیکند.
در صادرات، وضعیت متفاوت است. صادرات قیر میتواند ارز و نقدینگی ایجاد کند و این نقدینگی برای تأمین خوراک و ادامه فعالیت شرکتها اهمیت دارد.
پس وقتی صادرات قفل میشود، مشکل فقط در آمار صادرات دیده نمیشود؛ بلکه سرمایه در گردش صنعت نیز تحت فشار قرار میگیرد.
چرا قیر ایران همچنان مشتری دارد؟
با وجود مشکلات، حذف ایران از بازار جهانی قیر ساده نیست. حجم تولید ایران، کیفیت محصول و سطح قیمت، این کشور را به یکی از تأمینکنندگان مهم بازار جهانی تبدیل کرده است. برآورد فعالان صنعت نیز نشان میدهد سهم ایران از بازار جهانی قیر قابل توجه است و بازارهای مصرف همچنان به این محصول نیاز دارند.
بنابراین مسئله صنعت قیر ایران، نبود تقاضای خارجی نیست؛ مسئله اصلی توان رساندن محصول به بازار و انجام معامله با اقتصادی قابل قبول است.
این تفاوت مهمی است. صنعتی که بازار ندارد، به سرمایهگذاری جدید نیاز دارد؛ اما صنعتی که بازار دارد و نمیتواند محصولش را به آن بازار برساند، به اصلاح مسیر صادرات نیازمند است.
