برلین برای ذخیره اضطراری گاز تا ۳ میلیارد یورو هزینه پیشبینی کرده است، تجربهای که یک پرسش مهم برای اقتصاد انرژی ایران دارد: آیا هزینه ذخیرهسازی کمتر از خسارت قطع گاز صنایع و نیروگاههاست؟
به گزارش تجارت آسان، آلمان میخواهد برای گازی هزینه کند که امیدوار است هیچگاه مجبور به مصرف اضطراری آن نشود. بر اساس پیشنویس قانونی مطرحشده در ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶، دولت این کشور ایجاد ذخیره راهبردی ۲۴ تراواتساعتی را در دستور بررسی قرار داده؛ ذخیرهای که هزینه آن طی ده سال نخست ممکن است به ۳.۰۸ میلیارد یورو برسد و بخشی از منابع موردنیازش از مصرفکنندگان تأمین شود. موضوع صرفاً افزایش موجودی گاز نیست؛ آلمان در حال بررسی مدلی است که در آن هزینه مقابله با اختلال عرضه، پیش از وقوع بحران پرداخت میشود.
این تصمیم برای ایران نیز قابل تأمل است. در اقتصادی که هر زمستان بخشی از ظرفیت تولید صنایع و نیروگاهها تحت تأثیر محدودیت گاز قرار میگیرد، توسعه ذخیرهسازی را باید نه فقط بهعنوان یک پروژه زیرساختی، بلکه در مقایسه با خسارت اقتصادی ناترازی ارزیابی کرد.
۲۴ تراواتساعت ذخیرهای برای گذر از بحران زمستان در آلمان
ظرفیت پیشبینیشده در طرح آلمان معادل حدود ۲.۳ میلیارد مترمکعب گاز طبیعی است. البته این تبدیل با فرض ارزش حرارتی متوسط ۱۰.۵ کیلوواتساعت برای هر مترمکعب انجام میشود و با تغییر کیفیت گاز، نتیجه متفاوت خواهد بود.
طبق توضیحات منتشرشده درباره پیشنویس، این ذخیره برای مقابله با اختلالات بزرگ زیرساختی طراحی شده و میتواند توقف حدود ۳۰روزه بزرگترین تأسیسات واردات گاز کشور را پوشش دهد. برداشت از آن نیز قرار است تابع شرایط اضطراری باشد، نه نوسانات معمول قیمت در بازار.
همین تفاوت، مرز میان ذخیره تجاری و ذخیره راهبردی را مشخص میکند. ذخیره تجاری میتواند با هدف استفاده از اختلاف قیمت فصلی مدیریت شود اما ذخیره راهبردی باید حتی زمانی که فروش گاز سودآور است، برای شرایط بحرانی حفظ شود.
هزینهای که برای جلوگیری از وقوع بحران سرمایه گذاری می شود
در پیشنویس آلمان، دریافت سالانه حدود ۳.۷۷ تا ۷.۲۰ یورو از هر خانوار بهعنوان یکی از راههای تأمین مالی مطرح شده است. این سازوکار هنوز نهایی نشده و درباره تقسیم هزینه میان دولت و مصرفکنندگان اختلافنظر وجود دارد.
از منظر اقتصادی، پرسش اصلی این نیست که نگهداری ذخیره اضطراری چقدر هزینه دارد و باید دید نبود آن در زمان اختلال عرضه چه خسارتی ایجاد میکند. توقف تولید یک واحد صنعتی، افزایش قیمت انرژی یا اختلال در تأمین گرمایش میتواند هزینهای بسیار بیشتر از سهم سالانه مصرفکنندگان داشته باشد.
ایران اما مسئله فقط حجم ذخیره نیست
در ایران، ذخیرهسازی زیرزمینی گاز در دو مجموعه سراجه قم و شوریجه خراسان رضوی انجام میشود. طبق اظهارات مدیرعامل شرکت ملی گاز در بهمن ۱۴۰۴، ظرفیت اعلامشده شوریجه حدود ۲.۰۲۵ میلیارد مترمکعب بوده و برنامه توسعه آن افزایش ظرفیت تا حدود ۴.۵ میلیارد مترمکعب را دنبال میکند. هدف توسعه مجموع ظرفیت ذخیرهسازی کشور نیز بیش از شش میلیارد مترمکعب عنوان شده است. این ارقام، ظرفیت هدف یا اعلامیاند و لزوماً نشاندهنده موجودی قابل برداشت در زمستان پیشرو نیستند.
نکته فنی تعیینکننده، توان برداشت روزانه است. ممکن است مخزنی چند میلیارد مترمکعب گاز در خود جای دهد، اما تأسیسات سرچاهی، کمپرسورها و خطوط انتقال اجازه برداشت بیش از مقدار مشخصی را ندهند. در چنین شرایطی، حتی ذخیره کافی نیز نمیتواند کسری شدید روزهای اوج مصرف را بهطور کامل جبران کند.
برای مثال می توان این طور در نظر گرفت که برداشت روزانه ۲۰ میلیون مترمکعب گاز برای ۳۰ روز، مجموعاً ۶۰۰ میلیون مترمکعب به شبکه تزریق میکند. اگر ناترازی روزانه در همان دوره ۲۵۰ میلیون مترمکعب باشد، این برداشت تنها هشت درصد کسری روزانه را پوشش میدهد. این محاسبه، برآورد عملکرد فعلی مخازن ایران نیست بلکه نشان میدهد چرا اعلام حجم ذخیره بدون توان برداشت، برای ارزیابی امنیت عرضه کافی نیست.
جدول تحلیلی ذخیرهسازی در برابر ناترازی گاز
سناریوهای فرضی برای دوره ۳۰روزه، با فرض کسری ثابت ۲۵۰ میلیون مترمکعب در روز
| برداشت اضافی روزانه |
گاز تحویلی طی ۳۰ روز |
سهم پوشش کسری |
| ۱۰ میلیون مترمکعب | ۳۰۰ میلیون مترمکعب | ۴٪ |
| ۲۰ میلیون مترمکعب | ۶۰۰ میلیون مترمکعب | ۸٪ |
| ۳۰ میلیون مترمکعب | ۹۰۰ میلیون مترمکعب | ۱۲٪ |
| ۵۰ میلیون مترمکعب | ۱.۵ میلیارد مترمکعب | ۲۰٪ |
این جدول نشان میدهد که داشتن ذخایر بزرگ گاز لزوماً به معنای توان جبران ناترازی زمستان نیست؛ بلکه سرعت برداشت روزانه از مخازن اهمیت بیشتری دارد. برای مثال، فرض کنیم ایران در روزهای سرد زمستان با کسری روزانه ۲۵۰ میلیون مترمکعب گاز مواجه باشد. اگر تأسیسات ذخیرهسازی بتوانند روزانه ۲۰ میلیون مترمکعب گاز اضافی وارد شبکه کنند، تنها ۸ درصد این کسری جبران میشود و همچنان روزانه ۲۳۰ میلیون مترمکعب کمبود باقی میماند. حتی اگر توان برداشت به ۵۰ میلیون مترمکعب در روز افزایش پیدا کند، فقط ۲۰ درصد ناترازی پوشش داده خواهد شد. بنابراین، توسعه ذخیرهسازی زمانی میتواند به کاهش محسوس ناترازی کمک کند که علاوه بر افزایش حجم گاز ذخیرهشده، ظرفیت برداشت روزانه و انتقال آن به مناطق مصرف نیز تقویت شود. البته اعداد جدول فرضی هستند و برای نشاندادن رابطه میان توان برداشت و میزان جبران ناترازی محاسبه شدهاند، نه بیان وضعیت واقعی مخازن ایران.
صورتحساب ناترازی را چه کسی میپردازد؟
تفاوت ایران و آلمان فقط در منشأ ریسک نیست بلکه در شیوه تأمین مالی نیز هست. آلمان در حال بررسی دریافت هزینه مشخص برای ظرفیت اضطراری است، اما در ایران هنوز سازوکار اقتصادی شفافی برای ارزشگذاری خدمات ذخیرهسازی در مقیاس موردنیاز وجود ندارد.
برای طراحی چنین بازاری، میتوان قراردادهای بلندمدت ظرفیت ذخیرهسازی را بررسی کرد. قراردادهایی که در آنها صنایع بزرگ یا تأمینکنندگان گاز، در برابر پرداخت هزینه مشخص، حق استفاده از ظرفیت برداشت در شرایط تعیینشده را دریافت کنند. البته اجرای این مدل به مقررات روشن، امکان سنجش تحویل واقعی و تعیین اولویت مصرف در شرایط اضطراری نیاز دارد.
از سوی دیگر، دریافت عوارض عمومی از مشترکان بدون اصلاح ساختار تعرفهها و ارزیابی آثار آن بر خانوارها، الزاماً بهترین گزینه برای ایران نیست. مقایسه اقتصادی باید نشان دهد هر واحد سرمایهگذاری در ذخیرهسازی، چه مقدار از خسارت محدودیت تولید، مصرف سوخت جایگزین و اختلال تأمین گاز را کاهش میدهد.
درس آلمان برای ایران
تجربه آلمان یک پیام مشخص برای ایران دارد: امنیت گاز رایگان نیست، اما هزینه نکردن برای آن نیز میتواند بسیار گران تمام شود. پرسش اصلی این است که آیا توسعه مخازن و تأسیسات برداشت، در مقایسه با خسارت تکرارشونده ناترازی زمستان، بازده اقتصادی قابل دفاعی دارد؟ پاسخ این پرسش نه در ظرفیت اسمی پروژهها، بلکه در میزان گاز قابل تحویل در روزهای بحرانی و ارزش اقتصادی تولیدی است که با آن حفظ میشود.