پهلوگیری نفتکش قطری در بندر قاسم پاکستان پس از عبور پرریسک از تنگه هرمز، بیش از آنکه نشانه ثبات در زنجیره تأمین باشد، شکنندگی وابستگی اقتصادها به شریانهای نفتی و گازی را برجسته کرد.
به گزارش تجارت آسان، پاکستان روز پنجشنبه با پهلو گرفتن یک کشتی قطری حامل ۸۱,۹۳۶ تن گاز طبیعی مایع (LNG) در بندر قاسم، شاهد افزایش قابل توجهی در ذخایر سوخت خود بود. این محموله گازی، با عبور از تنگه استراتژیک هرمز در شرایطی که تنشهای منطقهای افزایش یافته بود، به مقصد رسید.
Geo TV گزارش داد: این شناور حامل گاز مایع، با نام المرونه، که گاز را از پایانه راس لفان قطر بارگیری کرده بود، در تاریخ ۷ سپتامبر (۱۶ شهریور) با توافق دولتی پاکستان و قطر، از تنگه هرمز عبور کرد.
با وجود عبور موفقیتآمیز کشتی المرونه که حامل بیش از ۸۱ هزار تن گاز مایع از تنگه هرمز بود، ماهیت شکننده امنیت انرژی در خاورمیانه را بار دیگر عیان شد. تحلیل دادههای بازار نشان میدهد که فعالان اقتصادی نمیتوانند برای همیشه بر ثبات ژئوپلیتیک مسیرهای دریایی تکیه کنند. در این میان، گذار به انرژیهای تجدیدپذیر، نه یک شعار زیستمحیطی، بلکه راهکاری حیاتی برای کاهش ریسک تأمین انرژی برای صنایع و بخش خانگی است.
درس استرالیا برای تنوع بخشی به انرژی
نگاهی به اخبار اخیر، از جمله اقدام استرالیا در افزایش سرمایه گذاری در انرژی خورشیدی نشان میدهد که انرژیهای نو به سطحی از پایداری رسیدهاند که دیگر نمیتوان آنها را منابعی غیرقابل اتکا دانست. آمار نشان داد در اوت ۲۰۲۶، این نیروگاهها توانستند بخش قابلتوجهی از بار پایه شبکه را در استرالیا تأمین کنند. این دادهها الگویی است که ایران نیز باید با تمرکز بر توسعه نیروگاههای مقیاسبزرگ، آن را دنبال کند.
برای ایران، این مسیر روشن است: عبور از خامفروشی و تنشهای ژئوپلیتیک با توسعه زیرساختهای خورشیدی. پتانسیل جغرافیایی کشور در کنار راهاندازی کارخانههای تولید اینورتر، میتواند به معنای جلوگیری از خروج میلیونها دلار ارز باشد. اما آیا این توسعه کافی است؟ پاسخ منفی است. سرعت رشد فعلی تنها بخشی از تقاضای فزاینده داخلی را پوشش میدهد.
افق دورتر: فناوریهای همجوشی
در حالی که بازارهای کوتاهمدت درگیر نوسانات قیمت LNG و شاخصهای نفت برنت هستند، بازیگران بزرگ صنعتی در حال شرطبندی بر روی فناوریهای فردا هستند. ورود شرکتهای بزرگی مانند هیوندای به حوزه انرژی همجوشی (Fusion Energy) پیامی روشن برای بازار دارد: اتکای مطلق به سوختهای فسیلی حتی برای صنایع سنگین نیز در حال کاهش است. همجوشی هستهای، با وعده انرژی نامحدود، در آیندهای نهچندان دور، موازنه قدرت انرژی را نه در تنگهها، بلکه در آزمایشگاهها رقم خواهد زد.
فعالان اقتصادی و تصمیمگیران حوزه انرژی باید دو استراتژی موازی را دنبال کنند:
۱. مدیریت ریسک در کوتاهمدت: با توجه به ناپایداریهای امنیتی در خلیج فارس، تنوعبخشی به تأمینکنندگان و استفاده از ابزارهای پوشش ریسک (Hedging) در قراردادهای انرژی الزامی است.
۲. سرمایهگذاری راهبردی در انتقال انرژی: روند جهانی، از استرالیا تا خاورمیانه، به سمت غیرمتمرکزسازی تولید انرژی پیش میرود. هر سرمایهگذاری که در حوزه خورشیدی یا بهرهوری انرژی انجام شود، در واقع نوعی بیمه در برابر نوسانات قیمت نفت و تهدیدات ژئوپلیتیک است.
در نهایت، عبور کشتیهای LNG و نفتکشها از هرمز ممکن است ادامه یابد، اما تاریخ نشان داده است که امنیت انرژی پایدار، هرگز از دل تنشهای نظامی بیرون نیامده، بلکه محصول تکنولوژی، نوآوری و استقلال در تولید بوده است.