برنامه ساتبا برای توسعه ۶ هزار مگاوات ظرفیت جدید تجدیدپذیر، بار دیگر پرسش مهمی را مطرح کرده است: صنعت خورشیدی ایران تا چه اندازه به تولید داخلی متکی است؟ در شرایطی که بخش مهمی از زنجیره تجهیزات همچنان به واردات وابسته است، چالش اصلی تنها افزایش ظرفیت نیروگاهی نیست؛ بلکه تبدیل سرمایهگذاریهای جدید به فرصتی برای توسعه فناوری، تعمیق ساخت داخل و کاهش وابستگی ارزی است.
به گزارش تجارت آسان؛ توسعه نیروگاههای خورشیدی در ایران وارد مرحلهای شده که دیگر صرف اعلام ظرفیتهای جدید نمیتوان درباره موفقیت آن قضاوت کرد. برنامه تازه ساتبا برای توسعه شش هزار مگاوات ظرفیت تجدیدپذیر، در کنار طرح احداث ۱۰ هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی انشعابی، بار دیگر مسئله مهمی را پیش روی صنعت برق قرار داده است: آیا زنجیره تولید تجهیزات داخلی توان همراهی با این حجم از توسعه را دارد یا قرار است بخش عمده سرمایهگذاریها همچنان به واردات وابسته باشد؟
اهمیت این پرسش زمانی بیشتر میشود که بدانیم احداث نیروگاه خورشیدی تنها به تأمین پنل محدود نیست. اینورتر، ترانسفورماتور، تجهیزات حفاظتی، کابل، سازههای نگهدارنده و سامانههای کنترل نیز بخش مهمی از هزینه و عملکرد نیروگاه را تشکیل میدهند. بنابراین، افزایش ظرفیت نصبشده لزوماً به معنای رشد متناسب صنعت تجهیزات خورشیدی کشور نیست.
فاصله میان مونتاژ و بومیسازی
یکی از چالشهای اصلی صنعت خورشیدی ایران، تفکیک مفهوم تولید داخلی از مونتاژ تجهیزات وارداتی است. ممکن است یک پنل خورشیدی در داخل کشور مونتاژ شود، اما سلول خورشیدی، مواد اولیه تخصصی یا ماشینآلات اصلی خط تولید آن وارداتی باشد. در چنین شرایطی، آمار ظرفیت تولید پنل بهتنهایی نمیتواند میزان استقلال صنعتی کشور را نشان دهد. شاخص دقیقتر، سهم ارزش افزوده داخلی و میزان وابستگی هر مرحله از تولید به واردات است.
این موضوع بهویژه در مورد اینورترها اهمیت دارد؛ تجهیزاتی که نقش اصلی را در تبدیل برق تولیدی پنلها و اتصال ایمن نیروگاه به شبکه ایفا میکنند. حتی با افزایش تولید پنل در داخل، وابستگی به اینورترهای وارداتی میتواند هزینه اجرای پروژه و ریسک تأمین قطعات یدکی را بالا نگه دارد.
نکته قابل توجه اینکه محسن طرزطلب، رئیس ساتبا، دوم مهرماه صراحتاً اعلام کرده بود تولید پنل خورشیدی در ایران عمدتاً به شکل مونتاژی انجام میشود. او همچنین از برنامه حمایت و خرید تضمینی پنل و اینورتر ساخت داخل خبر داده بود. این اظهارات نشان میدهد سیاستگذار نیز فاصله میان ظرفیت مونتاژ و دستیابی به زنجیره کامل تولید را پذیرفته است.
واردات به وابستگی منتهی نشود
با وجود تأکید بر ساخت داخل، سرعت بالای توسعه نیروگاهها باعث شده واردات تجهیزات همچنان یکی از مسیرهای اصلی تأمین نیاز پروژهها باشد. رئیس ساتبا نیز در اظهارات ۲۱ مهرماه، تأمین مالی، تخصیص ارز، انتقال تجهیزات و اتصال به شبکه را از موانع اصلی توسعه خورشیدیها برشمرده بود.
در این میان، یک تعارض اقتصادی شکل میگیرد. از یکسو کشور برای کاهش ناترازی برق به احداث سریع نیروگاه نیاز دارد و از سوی دیگر، حمایت از تولیدکنندگان داخلی مستلزم سرمایهگذاری، انتقال فناوری و زمان است. اگر حمایت از تولید داخلی به محدودیت زودهنگام واردات منجر شود، احتمال افزایش قیمت تجهیزات و تأخیر در اجرای پروژهها وجود دارد. در مقابل، اتکای بلندمدت به واردات نیز میتواند فرصت شکلگیری صنایع داخلی را کاهش دهد. بنابراین، سیاست مناسب لزوماً انتخاب یکی از دو مسیر نیست؛ بلکه ایجاد رقابت میان تولید داخل و واردات، همراه با حمایت هدفمند از انتقال فناوری و افزایش عمق ساخت داخل است.
تأمین مالی، مولفه تعیینکننده توسعه
در برنامه ۱۰ هزار مگاواتی نیروگاههای خورشیدی انشعابی، ساتبا ترکیبی از حداقل ۴۰ درصد آورده سرمایهگذار، حداکثر ۵۰ درصد منابع صندوق توسعه ملی و حداقل ۱۰ درصد مشارکت مشترکان برق را پیشبینی کرده است. تأمین تجهیزات، نصب و بهرهبرداری نیز بر عهده سرمایهگذار خواهد بود و بازپرداخت اصل و سود سرمایه از محل بورس سبز انرژی در چارچوب اعلامشده پیشبینی شده است.
بااینحال، جذابیت این مدل به چند عامل بستگی دارد: قیمت خرید تجهیزات، هزینه تأمین ارز، درآمد واقعی فروش برق و قابلیت اتکای سازوکار بازپرداخت.
اگر هزینه تجهیزات وارداتی افزایش یابد یا تحویل آنها با تأخیر مواجه شود، برآورد اولیه بازگشت سرمایه تغییر خواهد کرد. از طرف دیگر، تولیدکننده داخلی نیز بدون اطمینان از تقاضای پایدار و دریافت بهموقع مطالبات، انگیزه کافی برای توسعه خطوط تولید نخواهد داشت.
ظرفیت نیروگاهی کافی نیست
توسعه صنعت خورشیدی زمانی به یک دستاورد اقتصادی پایدار تبدیل میشود که علاوه بر افزایش ظرفیت تولید برق، به رشد فناوری، اشتغال صنعتی و کاهش آسیبپذیری زنجیره تأمین منجر شود.
ساتبا برای تحقق این هدف باید در کنار اعلام ظرفیتهای جدید نیروگاهی، تصویری شفاف از ظرفیت واقعی تولید پنل، سلول خورشیدی، اینورتر و سایر تجهیزات ارائه کند. همچنین لازم است مشخص شود چه سهمی از سرمایهگذاریهای جدید صرف خرید تجهیزات خارجی و چه سهمی وارد زنجیره تولید داخلی خواهد شد.
مسئله اصلی این نیست که تمام تجهیزات نیروگاههای خورشیدی الزاماً در ایران ساخته شوند؛ مسئله این است که توسعه چندین هزار مگاوات ظرفیت جدید، تا چه اندازه به ایجاد یک صنعت رقابتی و پایدار در داخل کشور کمک خواهد کرد. بدون چنین رویکردی، ممکن است ظرفیت تولید برق افزایش یابد، اما وابستگی فناورانه و ارزی صنعت خورشیدی همچنان پابرجا بماند.