اظهارات تازه وزیر نیرو درباره ضرورت خودکفایی برق منازل با استفاده از پنلهای خورشیدی، از احتمال تغییر رویکرد در سیاستگذاری صنعت برق حکایت دارد؛ تغییری که میتواند خانوارها را از مصرفکنندگان صرف به تولیدکنندگان انرژی تبدیل کند. با این حال، تحقق این هدف بیش از نصب پنل خورشیدی، به اصلاح اقتصاد برق، توسعه ذخیرهسازها و طراحی سازوکارهای جدید تأمین مالی وابسته است.
به گزارش تجارت آسان؛ اظهارات اخیر وزیر نیرو مبنی بر دریافت نامهای از رهبر انقلاب با تأکید بر حرکت به سمت تأمین برق منازل از طریق پنلهای خورشیدی، بار دیگر موضوع تولید پراکنده برق را در مرکز توجه قرار داده است. این رویکرد در صورت تبدیلشدن به یک برنامه اجرایی، میتواند بخشی از ساختار سنتی تأمین برق کشور را تغییر دهد؛ ساختاری که تاکنون عمدتاً بر تولید متمرکز در نیروگاههای بزرگ و انتقال برق به مصرفکنندگان استوار بوده است.
نکته مهم در این سیاست، تفاوت میان تولید برق خورشیدی و استقلال کامل از شبکه سراسری است. یک سامانه خورشیدی خانگی میتواند در ساعات آفتابی بخش قابلتوجهی از مصرف منزل را تأمین کند، اما در ساعات شب یا روزهای ابری، همچنان به برق شبکه یا تجهیزات ذخیرهسازی نیاز دارد. بنابراین، بینیازی کامل خانهها از تأمین برق بیرونی، بدون توسعه باتریهای ذخیرهساز و مدیریت هوشمند مصرف، برای بسیاری از خانوارها عملی یا اقتصادی نخواهد بود.
مسئله مهمتر، توجیه اقتصادی سرمایهگذاری برای خانوارهاست. در شرایطی که تعرفه برق خانگی برای بخش بزرگی از مشترکان یارانهای است، انگیزه اقتصادی خرید و نصب تجهیزات خورشیدی محدود میشود.
از سوی دیگر، هزینه اولیه پنل، اینورتر، تجهیزات حفاظتی و احتمالاً باتری، برای بسیاری از خانوارها قابلتوجه است. در چنین شرایطی، تسهیلات کمبهره، قراردادهای خرید تضمینی برق مازاد و امکان مشارکت شرکتهای خصوصی در تأمین تجهیزات میتواند مسیر توسعه این بازار را هموار کند.
گسترش نیروگاههای پشتبامی میتواند بخشی از تقاضای روزانه برق را در محل مصرف پاسخ دهد و فشار بر شبکه توزیع را کاهش دهد. با این حال، میزان اثرگذاری آن بر ناترازی برق به همزمانی تولید خورشیدی با ساعات اوج مصرف بستگی دارد.
نکته قابلتوجه آنکه وزیر نیرو در توضیح این رویکرد، به امکان انتقال یا فروش برق مازاد منازل به همسایگان نیز اشاره کرده است؛ موضوعی که در صورت فراهمشدن زیرساختهای فنی و حقوقی، میتواند زمینه شکلگیری بازارهای محلی برق را فراهم کند.
اکنون پرسش اصلی این است که وزارت نیرو برای تحقق چنین هدفی چه برنامهای دارد؟ تعیین مدل تأمین مالی، ضوابط اتصال نیروگاههای خانگی به شبکه، سازوکار فروش برق مازاد و مسئولیت نگهداری تجهیزات، از مهمترین موضوعاتی است که باید روشن شود.
در نهایت، توسعه برق خورشیدی خانگی زمانی میتواند به راهکاری پایدار برای صنعت برق تبدیل شود که مشارکت خانوارها از نظر اقتصادی توجیهپذیر باشد. استقلال انرژی منازل، پیش از آنکه به نصب میلیونها پنل خورشیدی وابسته باشد، نیازمند ایجاد یک مدل اقتصادی قابل اتکا برای تولید و مصرف برق است.