قرار بود با عبور از روزهای گرم، خاموشیها نیز از تقویم خانوارها و صنایع حذف شود؛ اما نخستین روز هفته از راه رسید و برق همچنان قطع شد. اکنون پرسش روشن این است: اگر با کاهش دما و افت مصرف نیز شبکه به تراز نرسیده، وعده پایان خاموشیها بر چه محاسباتی استوار بوده است؟
به گزارش تجارت آسان، عباس علیآبادی، وزیر نیرو، هفته گذشته اعلام کرد در صورت عبور بدون حادثه از روزهای باقیمانده و تداوم همکاری مردم، از هفته آینده بخش خانگی و صنعتی دیگر با ناترازی برق مواجه نخواهد بود. هفته جدید آغاز شده، دمای هوا نیز در بسیاری از مناطق کاهش یافته، اما خاموشیها هنوز به پایان نرسیده است.
این تناقض را دیگر نمیتوان صرفاً با گرمای هوا یا مصرف بالای مردم توضیح داد. هنگامی که وزارت نیرو زمان مشخصی برای پایان خاموشیها اعلام میکند، طبیعی است که جامعه انتظار داشته باشد این وعده بر پایه برآورد دقیق میزان تولید، مصرف، ذخیره نیروگاهی و وضعیت شبکه صادر شده باشد؛ نه آنکه با شروع هفته، همان جدولهای قطعی برق دوباره مقابل مشترکان قرار گیرد.
وزیر نیرو وعده خود را به «رخ ندادن حادثه» و «همکاری مردم» مشروط کرده بود. اکنون وزارت نیرو باید شفاف اعلام کند: آیا حادثهای در شبکه رخ داده است؟ میزان مصرف تا چه اندازه با پیشبینیها تفاوت داشته؟ و دقیقاً چه عاملی مانع تحقق وعده پایان خاموشیها شده است؟ سکوت در برابر این پرسشها، مسئولیت ناکامی را بار دیگر به شکل مبهم به دوش مردم میاندازد.
مسئله فقط دو ساعت بیبرقی نیست؛ خاموشیهای مکرر به وسایل برقی خانوارها آسیب میزند، فعالیت واحدهای تولیدی و کسبوکارهای کوچک را مختل میکند و هزینهای ایجاد میکند که در هیچیک از آمارهای رسمی ناترازی دیده نمیشود. مهمتر از همه، تکرار وعدههای زماندار و محققنشده، اعتماد عمومی به اظهارات مسئولان صنعت برق را فرسوده میکند.
کاهش دما معمولاً باید بخشی از فشار مصرف را از شبکه بردارد. بنابراین تداوم خاموشی در چنین شرایطی این گمان را تقویت میکند که بحران برق، عمیقتر از یک پیک مصرف تابستانی است و به کمبود ظرفیت قابلاتکا، فرسودگی نیروگاهها، محدودیت سوخت، ضعف شبکه و عقبماندگی سرمایهگذاری بازمیگردد.
وزارت نیرو اکنون بیش از یک وعده تازه، به یک پاسخ روشن نیاز دارد: چرا وعده پایان خاموشیها در همان نخستین روز هفته خاموش شد؟