آیا میتوان با پنلهای خورشیدی خاموشیهای ایران را متوقف کرد؟ پاسخ ساده نیست. خورشیدی میتواند در ساعات روز فشار سنگینی را از دوش شبکه برق بردارد، اما وقتی خورشید غروب میکند، مسئله دوباره خود را نشان میدهد. عیسی باستانی معتقد است ایران برای عبور از بحران برق به توسعه سریع خورشیدی نیاز دارد، اما اگر ذخیرهسازی، انرژی باد، توسعه شبکه و مدیریت مصرف همزمان دنبال نشوند، ناترازی همچنان پابرجا خواهد ماند.
به گزارش تجارت آسان، یک طرف ماجرا، خاموشی و ناترازی برق است؛ طرف دیگر، سرمایهای که به دنبال بازدهی و امنیت میگردد. در این میان، نیروگاه خورشیدی به نقطه تلاقی این دو مسئله تبدیل شده است. عیسی باستانی فعال صنعت نیروگاه خورشیدی میگوید اگر امروز سرمایه شخصی خود را در اختیار داشت، همچنان یکی از انتخابهایش سرمایهگذاری در برق خورشیدی بود؛ صنعتی که با ورود بورس انرژی و رشد تقاضای برق سبز، حالا دوره بازگشت سرمایه برخی پروژههایش به زیر سه سال رسیده است
سؤال: اگر امروز سرمایه شخصی خودتان را در اختیار داشتید، با توجه به شرایط اقتصادی کشور و ریسکهای موجود، باز هم حاضر بودید در صنعت نیروگاهی سرمایهگذاری کنید؟
عیسی باستانی: اگر بخواهم خیلی کوتاه پاسخ بدهم، بله. اگر فضای جنگی و شوکهای ناشی از آن را که بسیاری از کسبوکارها را وارد رکود کرده، کنار بگذاریم، من همچنان سرمایهگذاری در حوزه برق خورشیدی و استحصال انرژی خورشیدی را یکی از سرمایهگذاریهای موجه در شرایط فعلی اقتصاد ایران میدانم.
البته این به معنای نادیده گرفتن ریسکها نیست. صنعت برق هم مانند هر صنعت دیگری با مسائل مختلفی از جمله تأمین مالی، سیاستگذاری، نرخ ارز، تأمین تجهیزات و مقررات مواجه است. اما وقتی به ساختار تقاضای برق در کشور نگاه میکنیم، متوجه میشویم که بازار این صنعت یک بازار واقعی و حیاتی است. ما با کمبود برق مواجهیم و این کمبود قرار نیست در کوتاهمدت از بین برود.
سؤال: امروز تقریباً همه از توسعه نیروگاههای خورشیدی به عنوان راهکار ناترازی برق صحبت میکنند. اما آیا واقعاً خورشیدی میتواند به تنهایی بحران خاموشی را حل کند یا صرفاً بخشی از مسئله را پوشش میدهد؟
عیسی باستانی: این موضوع نیازمند تفکیک دو مفهوم «ناترازی» و «بحران» است.
ما در کشور یک ناترازی ساختاری داریم؛ یعنی در برخی ساعات، بهخصوص ساعات اوج مصرف، میزان تقاضا از ظرفیت تولید برق بیشتر میشود. گاهی این ناترازی آنقدر افزایش پیدا میکند که از یک مسئله مدیریتی به یک بحران تبدیل میشود. در این شرایط دیگر با قطعیهای محدود یا سهمیهبندیهای ساده نمیتوان مسئله را مدیریت کرد و ناچار به اعمال محدودیتهای جدیتر میشویم.
نیروگاه خورشیدی میتواند در عبور از این بحران بسیار مؤثر باشد، اما اگر تصور کنیم که خورشیدی به تنهایی کل ناترازی کشور را حل میکند، پاسخ منفی است. دلیل آن هم کاملاً فنی است. نیروگاههای خورشیدی متداول که امروز در کشور توسعه پیدا میکنند، عمدتاً مبتنی بر پنل و اینورترهای متصل به شبکه هستند. این نیروگاهها در طول روز برق تولید میکنند، اما در شب تولیدی ندارند.
بنابراین اگر قرار باشد برق خورشیدی در ساعات شب هم در دسترس باشد، باید سیستم ذخیرهسازی، یعنی باتری، به نیروگاه اضافه شود. مشکل اینجاست که اضافه کردن باتری در شرایط فعلی، هزینه سرمایهگذاری را به شکل قابل توجهی افزایش میدهد و میتواند توجیه اقتصادی پروژه را تحت تأثیر قرار دهد.
در نتیجه، خورشیدی قطعاً بحران برق را کاهش میدهد، اما به تنهایی مسئله ناترازی را حل نمیکند.
سؤال: پس اگر قرار باشد در کوتاهمدت مثلاً چند گیگاوات نیروگاه خورشیدی وارد مدار شود، تأثیر واقعی آن بر شبکه چیست؟
عیسی باستانی: تأثیر آن قطعاً جدی است. فرض کنید حدود ۵ گیگاوات ظرفیت خورشیدی جدید در کشور وارد مدار شود. این ظرفیت در ساعات روز میتواند بخش قابل توجهی از فشار روی شبکه را کاهش دهد. اگر برنامههای اعلامشده برای توسعه ظرفیتهای بالاتر، مثلاً در محدوده ۳۰ گیگاوات، محقق شود، اثر آن بر بحران برق بسیار قابل توجه خواهد بود.
اما همچنان یک مسئله باقی میماند: ما در ساعات عصر و شب هم با ناترازی مواجهیم. بنابراین برای حل پایدار مسئله، باید به ترکیبی از راهکارها فکر کنیم؛ توسعه خورشیدی، توسعه باد، افزایش راندمان نیروگاههای موجود، توسعه شبکه، مدیریت مصرف و البته ذخیرهسازی انرژی. به عبارت دیگر، خورشیدی یکی از کلیدهای اصلی حل بحران است، اما کلید گمشده نیست.
سؤال: اگر از زاویه انرژیهای تجدیدپذیر نگاه کنیم، آیا خورشیدی بهترین گزینه برای ایران است یا باید روی انرژی باد هم سرمایهگذاری جدیتری انجام شود؟
عیسی باستانی: اگر صرفاً از زاویه فنی نگاه کنیم، انرژی باد یک مزیت مهم نسبت به خورشیدی دارد؛ تولید برق آن محدود به ساعات روشنایی روز نیست و در برخی مناطق میتواند در بخش بیشتری از شبانهروز تولید داشته باشد. بنابراین از منظر پایداری تولید، باد میتواند مکمل بسیار خوبی برای خورشیدی باشد.
اما مانع اصلی، سرمایه اولیه است. در حوزه خورشیدی، امروز با سرمایهای در حدود ۱۰۰ هزار دلار میتوان در مقیاسهای کوچک و متوسط وارد سرمایهگذاری شد. اما پروژههای بادی به سرمایه بسیار بیشتری نیاز دارند. اگر بخواهیم خیلی سرانگشتی صحبت کنیم، برای ورود جدی به پروژههای بادی ممکن است به سرمایهای در محدوده ۱۵ میلیون دلار یا حتی بیشتر نیاز داشته باشیم.
البته یک نکته مثبت در صنعت باد ایران وجود دارد و آن، بومی شدن دانش و بخشی از زنجیره ساخت تجهیزات است. ما در حوزه سازههای استاتیک و داینامیک، پرهها، روتور و بخشهایی از تجهیزات به دانش فنی داخلی قابل توجهی رسیدهایم. شرکتهایی در کشور در این زمینه فعال هستند و دانش فنی ایجاد شده است. بنابراین مشکل اصلی الزاماً دانش نیست؛ مسئله اصلی اقتصاد پروژه و تأمین سرمایه است.
سؤال: به بحث اقتصاد پروژه برسیم. یکی از مهمترین سؤالات سرمایهگذاران این است که دوره بازگشت سرمایه نیروگاه خورشیدی چقدر است و چرا امروز باید آن را یک سرمایهگذاری توجیهپذیر بدانیم؟
عیسی باستانی: اتفاقاً اینجا یکی از مهمترین تغییرات صنعت برق در دو سال اخیر اتفاق افتاده است. تا حدود دو سال قبل، سرمایهگذاری در نیروگاه خورشیدی، بهخصوص برای فروش برق به شبکه، با محدودیتهای جدی مواجه بود. یکی از راههای اصلی فروش برق، قراردادهای خرید تضمینی با توانیر بود و نرخهایی که تعیین میشد، همیشه با نرخ تورم، هزینه فرصت سرمایه و شرایط واقعی اقتصاد همخوانی نداشت.
در چنین شرایطی، سرمایهگذار طبیعی است که بگوید چرا باید پول خود را وارد پروژهای کنم که دوره بازگشت سرمایه آن طولانی است و بازده آن از هزینه فرصت سرمایه کمتر میشود؟ اما اتفاق مهم، ورود مکانیزم بورس و کشف قیمت به صنعت برق بود.
سؤال: یعنی از نگاه شما، بورس انرژی نقطه عطف اقتصاد نیروگاههای خورشیدی بوده است؟
عیسی باستانی: دقیقاً. به نظر من ایجاد سازوکار معاملات برق در بورس و حرکت به سمت کشف قیمت توسط بازار، یکی از مترقیترین اتفاقات سالهای اخیر در صنعت برق بوده است.
از طرف دیگر، الزام صنایع به تأمین بخشی از برق مصرفی خود از مسیر برق تجدیدپذیر و بورس، باعث شد سمت تقاضا تقویت شود. وقتی تقاضای واقعی ایجاد میشود و قیمت هم به شکل واقعیتری کشف میشود، اقتصاد پروژه تغییر میکند. نتیجه این است که برای نیروگاههای خورشیدی که برق خود را از طریق بورس عرضه میکنند، دوره بازگشت سرمایه در برخی پروژهها به زیر سه سال رسیده است.
من نمیگویم این بازده الزاماً در تمام شرایط میتواند تورم موجود در اقتصاد ایران را پوشش دهد، اما در شرایط فعلی، نیروگاه خورشیدی را در زمره کسبوکارهای موجه و قابل دفاع قرار میدهد.
سؤال: آیا همین مکانیزم بازار باعث شده نرخهای خرید تضمینی هم تغییر کند؟
عیسی باستانی: بله. وقتی برای فروش برق یک آلترناتیو واقعی به نام بورس وجود داشته باشد، نرخ خرید تضمینی هم نمیتواند فاصله زیادی با واقعیت بازار داشته باشد.
در سالهای اخیر شاهدیم که نرخهای خرید تضمینی بازبینی شده و افزایش پیدا کردهاند و به واقعیت اقتصادی نزدیکتر شدهاند. علت مهم این اتفاق، وجود یک گزینه جایگزین برای سرمایهگذار است.
اگر نرخ خرید تضمینی جذاب نباشد، سرمایهگذار میتواند به سمت فروش برق در بورس برود. همین رقابت بین دو سازوکار باعث میشود نرخها منطقیتر شوند.
سؤال: اگر بخواهیم برای یک سرمایهگذار عدد بدهیم، مثلاً برای یک نیروگاه ۲۰۰ کیلووات، تقریباً چه میزان سرمایه نیاز است و دوره بازگشت آن چقدر خواهد بود؟
عیسی باستانی: برای یک نیروگاه در این ابعاد، بسته به تجهیزات، شرایط اتصال به شبکه، ترانس و سایر هزینهها، میتوان حدود ۱۰۰ هزار دلار را به عنوان یک عدد سرانگشتی در نظر گرفت.
در مدل آنگرید و بدون اضافه کردن سیستم باتری، محاسبات پروژههای کوچک و متوسط نشان میدهد که دوره بازگشت سرمایه در شرایط فعلی میتواند به زیر سه سال برسد.
البته باید تأکید کنم که این عدد به عوامل متعددی وابسته است؛ از جمله قیمت تجهیزات، نرخ ارز، تابش منطقه، هزینه اتصال به شبکه، مدل فروش برق، نرخ فروش و ساختار تأمین مالی.
بنابراین نباید «زیر سه سال» را یک عدد قطعی برای تمام پروژهها در نظر گرفت، بلکه باید آن را یک محدوده قابل دستیابی در مدلهای مناسب سرمایهگذاری دانست.
سؤال: با توجه به این تغییرات، چرا در سه سال اخیر شاهد چنین موجی از سرمایهگذاری در انرژی خورشیدی هستیم؟
عیسی باستانی: چون چند عامل همزمان کنار هم قرار گرفتهاند.
اول، نیاز واقعی کشور به برق.
دوم، افزایش تقاضا برای برق تجدیدپذیر از سوی صنایع.
سوم، شکلگیری سازوکار کشف قیمت در بورس.
چهارم، بهبود نرخهای خرید تضمینی.
و پنجم، کاهش نسبی مانع ورود به پروژههای خورشیدی نسبت به پروژههای بزرگ نیروگاهی دیگر.
در نتیجه اینکه ترکیب این عوامل باعث شده سرمایهگذاری در این حوزه جذاب شود. اگر روند توسعه را با دوره قبل از شکلگیری بورس برق تجدیدپذیر مقایسه کنیم، تفاوت بسیار بزرگی میبینیم. تا چند سال قبل، مجموع ظرفیت نیروگاههای خورشیدی بهرهبرداریشده کشور بسیار محدود بود، اما امروز ظرفیت بهرهبرداریشده از مرز ۵ گیگاوات عبور کرده است.
از طرف دیگر، حجم قابل توجهی تجهیزات نیز وارد کشور شده که هنوز همه آنها به مرحله نصب، راهاندازی و تزریق برق به شبکه نرسیدهاند.
برآورد من این است که اگر همین تجهیزات نصب و وارد مدار شوند، در یک افق حدود شش ماه تا یک سال، ظرفیت عملیاتی کشور میتواند به محدوده ۱۰ گیگاوات نزدیک شود.
سؤال: بنابراین اگر بخواهیم یک جمعبندی داشته باشیم، آینده سرمایهگذاری در خورشیدی را چگونه ارزیابی میکنید؟
عیسی باستانی: من آینده این صنعت را مثبت میبینم، اما معتقدم نباید با یک نگاه سادهانگارانه به آن نگاه کرد.خورشیدی قرار نیست به تنهایی ناترازی برق ایران را حل کند. اما میتواند یکی از سریعترین و اقتصادیترین ابزارهای کاهش بحران باشد.
برای حل پایدار مسئله باید یک سبد انرژی داشته باشیم؛ خورشیدی در کنار باد، نیروگاههای موجود، توسعه شبکه، ذخیرهسازی و مدیریت مصرف.
از طرف دیگر، سرمایهگذار باید تفاوت بین «ظرفیت نصبشده» و «برق قابل اتکا» را درک کند. ۱۰ گیگاوات پنل خورشیدی به معنای ۱۰ گیگاوات برق در تمام ساعات شبانهروز نیست. این مسئله در طراحی سیاست انرژی بسیار مهم است.
اما با وجود همه این ملاحظات، اگر امروز از من بپرسید سرمایه خودتان را در کجا سرمایهگذاری میکنید، یکی از انتخابهای جدی من همچنان برق خورشیدی خواهد بود؛ چون اینجا با یک نیاز مصنوعی مواجه نیستیم. کشور واقعاً به برق نیاز دارد و این نیاز در سالهای آینده هم ادامه خواهد داشت. بنابراین مسئله اصلی دیگر این نیست که آیا باید خورشیدی توسعه پیدا کند یا نه؛ مسئله اصلی این است که چگونه باید خورشیدی را با مدل اقتصادی درست، شبکه مناسب و سازوکار ذخیرهسازی توسعه دهیم تا از یک راهکار موقت برای عبور از بحران، به بخشی از راهحل پایدار صنعت برق ایران تبدیل شود.