در حالی که صنعت انرژی خورشیدی ایالات متحده با نرخ رشد دورقمی در حال تسخیر شبکه برق کشور است، نبرد بر سر آینده این صنعت از نیروگاهها به صندوقهای رأی کشیده شده است.
به گزارش تجارت آسان، گزارشهای رسمی اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) نشان میدهد صنعت خورشیدی، علیرغم فشارهای سیاسی و موانع قانونی، سریعترین نرخ رشد را در میان تمامی منابع انرژی ایالات متحده به ثبت رسانده است. این رشد بهحدی بوده که اکنون معادل نیاز ۵۰ میلیون خانوار آمریکایی توسط این فناوری تأمین میشود؛ دستاوردی که در تقابل مستقیم با رویکرد دولت فعلی قرار دارد.
دولت دونالد ترامپ، با استفاده از دستورالعملهای اضطراریِ وزیر انرژی، تلاش دارد نیروگاههای زغالسنگی را که به پایان عمر مفید خود رسیدهاند، با هزینههای گزاف در شبکه نگه دارد. با این حال، واقعیتهای بازار نشان میدهند که پیشبینی تولید برق خورشیدی برای سال ۲۰۲۶ حدود ۲۱ درصد و برای سال ۲۰۲۷ حدود ۱۸ درصد رشد خواهد داشت، در حالی که این رقم برای انرژی باد به مراتب کمتر است.
دادههای رسمی اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) حاکی از آن است که صنعت خورشیدی با عبور از چالشهای فنیِ کهنهشدهای مانند وابستگی بیش از حد به سیلیکون (که تکنولوژی آن از سال ۱۹۵۴ به شکل فعلی استفاده میشود)، توانسته ظرفیت تولید خود را به مقیاسی برساند که اکنون معادل نیاز ۵۰ میلیون خانوار آمریکایی را تأمین میکند.
با این حال، دولت فعلی آمریکا با رویکردی که عمدتاً بر «کینه سیاسی» علیه انرژیهای پاک استوار است، از طریق دستورالعملهای اضطراریِ کریس رایت، وزیر انرژی، تلاش میکند نیروگاههای زغالسنگی را که عملاً به پایان عمر مفید خود رسیدهاند، با هزینههای گزاف زنده نگه دارد.
در همین حال، تقاضا برای زغالسنگ با وجود حمایتهای سیاسی، در سال جاری ۸ درصد و در سال آینده ۶ درصد کاهش مییابد. صنعت گاز طبیعی نیز که تصور میشد شکاف انرژی را پر کند، به دلیل عقبماندگی پنجساله در زنجیره تأمین توربینها، عملاً در جایگزینی زغالسنگ ناکام مانده و سهم آن در افزایش ظرفیت شبکه در سال ۲۰۲۶ تنها ۲ درصد برآورد شده است.
شاید جالبترین بخش این تحلیل، وضعیت گاز طبیعی باشد که برخلاف تصور بسیاری، نتوانسته است شکاف ناشی از حذف زغالسنگ را پر کند. صنعت گاز با یک گلوگاه بزرگ روبهرو است؛ عقبماندگی پنجساله در تولید توربینهای گازی باعث شده که سهم گاز در افزایش ظرفیت شبکه برق در سال ۲۰۲۶ تنها ۲ درصد باشد. این ناترازیِ عرضه، عملاً دستِ سیاستگذاران را برای جایگزینی زغالسنگ با گاز بسته و صنعت خورشیدی را به تنها گزینه مقیاسپذیر و در دسترس تبدیل کرده است.
انرژی پاک وارد سیاست شد
این ناترازیِ عملکردی، صنعت انرژیهای پاک را به این نتیجه رسانده است که مزیت اقتصادی بهتنهایی برای عبور از موانع سیاسی کافی نیست. در تحولی بیسابقه، بازیگران این حوزه که پیشتر رویکردی عمدتاً تجاری داشتند، به سوی کنشگری انتخاباتی و لابیگریِ تهاجمی حرکت کردهاند.
استیو مکبی، مدیرعامل «هاک کپیتال» و بنیانگذار سازمان «آمپد»، تأکید دارد که این صنعت تا پیش از این در ساختِ قدرتِ سیاسیِ منسجم برای دفاع از منافع خود کوتاهی کرده است. نقطه عطف این تغییر رویکرد، شکستِ «چیپ روی»، نماینده جمهوریخواه، در رقابتهای انتخاباتی ایالت تگزاس بود که در آن مدیران انرژیهای تجدیدپذیر با تزریق سرمایه مستقیم به کمپینهای رقیب، قدرتِ حذفِ مخالفانِ این صنعت را به نمایش گذاشتند.
این استراتژی اکنون در قالب کمیتههای اقدام سیاسی یا PACها رسمیت یافته است. «ائتلاف سرمایهگذاری برای فردا» با تعهد ۱۵ میلیون دلاری برای انتخابات میاندورهای، پیام صریحی را به سیاستمداران مخابره کرده است که هرگونه اقدام خصمانه علیه این صنعت، هزینههای سنگینِ انتخاباتی در پی خواهد داشت.
ظهور گروههایی نظیر «American Power Forward PAC» نشان میدهد تمرکز این جریان از لابیگریِ مستقیم با نمایندگان، به مداخله در فرآیندِ انتخابِ نامزدها تغییر یافته است. این فعالان اکنون با حضور در انتخاباتهای محلی و ایالتی، مانند رقابتهای انتخاباتی نوادا، به دنبال تضمین حضورِ مدافعانِ انرژیهای تجدیدپذیر در نهادهای قانونگذار هستند. در نهایت، آنچه در فضای سیاسی ایالات متحده ۲۰۲۶ در حال وقوع است، نشاندهنده یک گذار استراتژیک است؛ جایی که انرژی نه یک مسئله فنی، بلکه ابزاری برای قدرتنمایی سیاسی محسوب میشود. ورود فعالان انرژیهای پاک به گودِ انتخابات، مهر تأییدی بر این واقعیت است که بدون همراستاییِ استراتژیهای اقتصادی با فشارهای سیاسیِ سازمانیافته، مسیرِ گذار انرژی همواره در برابرِ جریانهای مخالفِ سیاسی، آسیبپذیر باقی خواهد ماند.